انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٨٩ - باب اول انسان كامل ولى الله است
روى خوبان زاينه زيبا شود *** روى احسان از گدا پيدا شود
بانگ مى آيد تعالوا زان كرم *** بعد از اين رجعت نماند درد و غم
و دعوت آن ارواح طاهره و أفواه عاطره , حاشا كه به سخريه و استهزاء و هزل و لغو باشد :
([ قالوا أتتخذنا هزوا قال أعوذ بالله أن اكون من الجاهلين]) . [١]
پس اگر نيكبختى ندايشان را به حقيقت نه به مجاز لبيك بگويد , تواند كه به قدر همت خود به مقاماتى منيع و درجاتى رفيع ارتقاء و اعتلاء نمايد و به قرب نوافل بلكه به قرب فرائض نائل آيد هر چند به فضل رتبت نبوت و رسالت و امامت تشريعى منادى دست نمى يابد .
فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد *** ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مى كرد
خواجه حافظ شيرين سخن هم مى گويد : آنچه مسيحا مى كرد , ديگران هم در صورت حصول استعداد , از فيض روح القدس همان را مى توانند بكنند . اين همان ولايت تكوينى است كه بايد در كنار سفره رحمت رحيميه تحصيل كرد و كمال اصفهانى نيكو گفته است :
بر ضيافتخانه فيض نوالت منع نيست *** در گشاده است وصلا در داده خوان انداخته
[١]سوره بقره , آيه ٦٧ .