انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢١٦ - باب نهم انسان كامل مؤيد به روح القدس و روح است
چيزكى از آن بو برد , غبى در فهميدن آن مطلب نياز به تكرار و تمثيل و مطالعه و كثرت فكر و معاونت فكرى دارد , ديگرى نياز به تمثيل ندارد , ديگرى نياز به تكرار ندارد , ديگرى نياز به معاونت فكرى اين و آن ندارد , ديگرى نياز به فكر ندارد , ديگرى نياز به گفتن و ادامه دادن همه آن مطلبى را كه گوينده مى گويد ندارد , بلكه تا گوينده دهن باز كرد و به ابتداى آن تفوه كرد اين شخص تيز هوش تا آخر آن را مى فهمد , پس اين اخيرى از بسيار چيزهايى كه ديگران در فهميدن آن مطلب نياز داشته اند بى نياز است .
شيخ رئيس در مباحثات فرمايد([ : الحدس هو فيض الهى و اتصال عقلى يكون بلا كسب البته . و قد يبلغ بعضهم مبلغا يكاد يستغنى عن الفكر فى اكثر ما يعلم و تكون له قوه النفس القدسيه , اذا شرفت النفس و اكتسبت القوه الفاضله و فارقت البدن كان نيلها ما ينال هناك عند زوال الشواغل اسرع من نيل الحدس فتمثل لها العالم العقلى على ترتيب حدود القضايا و المعقولات الذاتى دون الزمانى و يكون ذلك دفعه و انما الحاجه الى الفكر لكدر النفس أو قله ثمرتها و عجزها عن نيل الفيض الالهى]) , انتهى كلامه ملخصا .
مخفى نماند كه تعبير به اتصال عقلى چنانكه در مباحثات و شفاء و اشارات آمده است بنابر ممشاى مشاء است و در حقيقت به اتحاد عقلى است , و اتحاد هم از ضيق لفظ است كه به فناى نفس ناطقه در عالم قدسى است .
و نيز شيخ در آخر فصل سادس مقاله خامس نفس شفاء پس از