انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٢٠ - باب دهم انسان كامل محل مشيه الله است
لفظى , لاجرم صاحب اين مقام داراى ولايت تكوينى است كه مفاتح غيب يعنى همان حقائق نوريه در دست او است و مى تواند با اذن و مشيت الهى تصرف در كائنات كند , بلكه در موطن و وعاى خارج از بدن خود انشاء و ايجاد نمايد و موجودات خارجى به منزلت اعضاى وى و خود او به مثابت جان آنها گردد , زيرا كه نفس ناطقه انسانى مجرد قائم بذاتش و خارج از بدن و محيط و مستولى بر آن است و تعلق تدبيرى و تصرف در بدن دارد . بنابراين چه تفاوت كه بدن خود را در تدبير و تصرف خود بدارد يا اعيان خارجى ديگر را . معجزات و كرامات و هرگونه خارق عاداتهاى انسان كامل از اين جهت است .
و چون اسماء حقائق اند و قرآن بيان حقائق است و دو كتاب الله تكوينى و تدوينى مقارن هم اند و اين حاكى و بيان آن است , لذا انسان كامل و عاى حقائق قرآن و كلام الله ناطق است .
در حكمت متعاليه مبرهن است كه شيئيت شى ء بصورتش است نه به ماده اش , و از امام صادق عليه السلام كه كلمات و بياناتش كاشف رموز انبياء و اولياء و اشارت حكما و عرفا است روايت شده است كه : ([ ان حقيقه الشى ء بصورته لا بمادته ]) [١] و شأن همه موجودات هم اين است كه معقول انسان گردند و انسان را هم اين شأنيت است كه عاقل آنها شود و عقل و عاقل و معقول هم به حسب وجود يك حقيقت نوريه اند پس انسان مؤيد را است كه معقولات
[١]فلسفه الامام الصادق عليه السلام تأليف مرحوم جزائرى , متوفى ١٣٧٨ ه , ص ٢٦ ( طبع بيروت ) .