انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٠٤ - باب هشتم انسان كامل شجره وجود و كمال است
سارى در جميع موجودات است .
و همين نفس رحمانى را حقيقت انسانيه نيز گويند كه عالم را صورت حقيقت انسانيه گفته اند چنانكه علامه قيصرى در فصل هشتم مقدمات شرح فصوص الحكم فرمايد([ : العالم هو صوره الحقيقه الانسانيه , الخ]) .
در نيل به اين مطلب أعلى , بايد از مبحث اتحاد نفس با عقل بسيط كه در حكمت متعاليه مبرهن است , مدد گرفت([ والله يهدى من يشاء الى سواء السبيل]) .
از اين بحث شريف در علم انسان كامل كه ([ كل شى ء أحصيناه فى امام مبين]) [١] و ([ علم آدم الاسماء كلها]) [٢] , و در ضبط و احاطه او جميع حضرات را در اصطلاح اهل تحقيق , و در مبين حقائق اسماء بودنش , و در تصرف او در ماده كائنات كه جميع موجودات عينى به منزله اعضاء و جوارح وى مى گردند و اينكه تاثير در عالم سفلى تحقق نمى يابد مگر به تأييد از عالم علوى كه انسان واجد عالم علوى تواند تأثير در سفلى كند , بايد آگاهى يافت و مقام انسان كامل را شناخت .
از سر نفس رحمانى دانسته مى شود كه كلام , زائد بر ذات متكلم نيست , چه كلمات وجوديه همه تعينات نفس رحمانى اند و نفس مؤيد مكتفى در مقام ارتقاى وجودى به نفس رحمانى را رتبه فوق خلافه كبرى است :
[١]سوره يس , آيه ١٢ .
[٢]سوره بقره , آيه ٣١ .