انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٧١ - باب ششم انسان كامل حجه الله است
مدت مديد فاسد نشدند و استعداد خود را از دست نداند , از روحى كه مظهر اتم واكمل ولايت كليه الهيه است اعتدال مزاج بدنش را حفظ كند و ساليانى دراز در نشأه عنصرى بماند چه جاى طعن و قدح است .
حفظ كافور در كنف جو و حفظ بدن در كنف نفس
مؤلف([ مخزن الادويه]) گويد : چون كافور زود هوا مى گردد و نمى ماند خصوص در ايام گرما و بلاد حاره طريق حفظ آن آن است كه در ظرف شيشه ضخيم سر تنگ با چند دانه جو و فحم و يا فلفل پر نموده سر آن را خوب مستحكم ببندند و به موم گرفته و نگاهدارند .
محمد بن عبد الله اسكافى وقايه بودن جوهر كافور را در اين شعر آورده :
نفسى فداؤك لا لقدرى بل أرى *** ان الشعير وقايه الكافور
يعنى جان من به فداى تو باد نه براى قدر و منزلت من بلكه مى بينم جو نگهدار كافور است .
جايى كه دانه جو و فلفل و انگشت ذغال بيجان , حافظ موجودى عنصرى جداى از ايشان و از غير نوعشان باشند , وسوسه و دغدغه در بقاى بدن عنصرى كه مرتبه نازله نفس است به توجه و