انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٩٧ - باب هشتم انسان كامل شجره وجود و كمال است
پس اگر عالم كونى و نشأه عنصرى را چنين انسان در همه وقت نباشد بايد آن را بى كمال گفت چون شجر بى ثمر لذا هيچگاه نشأه عنصرى كه عالم كونى است خالى از انسان كامل نيست .
حركت وجودى و ايجادى
اين بود يكى از مبانى قويم حكيم كه انسان كامل غايت عالم كونى و نشأه عنصرى است . اما در منظر عارف , حركت وجوديه و ايجاديه حركت حبى است مأخوذ از گنجينه ([ كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكى أعرف ]) . غايت حركت وجوديه كمال حقيقى حاصل براى انسان است يعنى حركت وجوديه حركت استكمالى است كه انسان به كمال حقيقى برسد چه خلقت عبث نيست و هر نوعى در راه تكامل است و به كمال ممكن خود مى رسد و انسان هم از اين امكان مستثنى نيست پس وصول به غايت انسانى برايش ممكن است و بايد به فعليت خود برسد و آن به فعليت رسيده , انسان كامل است .
غايت حركت وجودى و ايجادى
و غايت حركت ايجاديه ظهور حق در مظهر تام مطلق شامل