اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٦ - مطلب دوّم بيان محقق عراقى رحمه الله در ارتباط با وضع عام و موضوع له عام
اگر «رقبه» را به صورت اوّل معنا كرده و بگوييم: مراد از «رقبه» همان «ذات رقبه» و «ماهيت آن» بدون قيد است، در اين صورت، تقييد مطلق، مستلزم مجازيت نيست، زيرا معناى «أعتق الرقبة» اين نيست كه «سواء كانت مؤمنة أم كافرة» بلكه معناى «رقبه» همان «ذات رقبه» است كه معنايى مبهم و مهمل مىباشد. و گويا در اينجا، تعدّد دالّ و مدلول است، چون «أعتق الرقبة» اصل وجوب عتق رقبه را بيان مىكند و «لا تعتق الرقبة الكافرة» دلالت مىكند كه اين رقبه، بايد مؤمنه باشد نه كافره.
بنابراين در اينجا هريك از دو دليل، قسمتى از مقصود را بيان كرده و مجازيتى در كار نيست. ولى اگر گفتيم: «أعتق الرقبة» به معناى «أعتق الرقبة المطلقة السارية في المؤمنة و الكافرة» است»، در اينجا وقتى با «لا تعتق الرقبة الكافرة» برخورد مىكنيم در ابتدا مىبينيم بين اين دو، معارضه وجود دارد ولى براى رفع معارضه، دليل مقيّد را قرينه بر تصرّف در دليل مطلق قرار مىدهيم و مىگوييم: از «أعتق الرقبة» عتق رقبه مؤمنه اراده شده است و اين استعمال در غير موضوع له و استعمال مجازى است، زيرا بنابراين فرض، رقبه براى «رقبه با قيد اطلاق» وضع شده و استعمال آن در رقبه مؤمنه استعمال مجازى است. در نتيجه، تقييد مطلق بنا بر صورت اوّل مستلزم مجازيت نيست ولى بنا بر صورت دوّم مستلزم مجازيت است. محقق عراقى رحمه الله پس از بيان مطلب فوق مىفرمايد: به نظر ما، تصور معناى موضوع له به هيچيك از دو طريق مذكور نيست بلكه ما در مورد «وضع عام و موضوع له عام» معناى سوّمى قائليم. ايشان براى تبيين نظريه خود ابتدا مقدّمه زير را مطرح مىكند: يكى از بحثهايى كه در فلسفه مطرح است اين است كه آيا ماهيت اصالت دارد يا وجود؟ فلاسفه بزرگ قائل به اصالت وجود بوده و ماهيت را امرى اعتبارى و انتزاعى مىدانند و در توضيح انتزاعى بودن مىگويند: ما كه مىگوييم وجود، اصالت دارد، اين وجود در سير جوهرى خود مراتبى دارد: