اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٠ - ٦- تعريف امام خمينى «دام ظلّه» از علم اصول
خود نيز مستقلًا يك حكم كلّى است، قاعده لا ضرر و لا حرج نيز اطلاقات ادلّه اوّليه را قيد مىزنند و خودشان نيز داراى استقلال مىباشند. در نتيجه، قواعد اصولى جنبه آلى و قواعد فقهى جنبه استقلالى دارند. ٢- التي يمكن ذكر كلمه «يمكن» به اين جهت است كه بعضى از مسائل اصوليه وجود دارند كه اگرچه در اصولى بودن آنها ترديدى نيست ولى مشهور قائل به عدم اعتبار آنها شدهاند، بلكه در بعضى، اجماع بر عدم اعتبار آنها قائم شده است. مثل شهرت فتوائيه و اجماع منقول به خبر واحد و قياس كه از مباحث اصولى مىباشند و ممكن است كبراى استنتاج قرار گيرند، هرچند مشهور، قائل به عدم حجّيت شهرت فتوائيه و اجماع منقول به خبر واحد مىباشند، [١] و نيز علماى شيعه اتفاق بر عدم حجّيت قياس دارند [٢] ولى عدم حجّيت، غير از امكان وقوع در طريق استنباط- كه محلّ بحث ماست- مىباشد. بنابراين، ذكر كلمه «يمكن» براى اين است كه مسأله شهرت فتوائيه و اجماع منقول به خبر واحد و قياس و امثال آنها، هم از نظر قائلين به حجّيت و هم از نظر قائلين به عدم حجّيت، بتواند به عنوان مسألهاى اصولى مورد بحث قرار گيرد. ٣- أن تقع كبرى ذكر كلمه «كبرى» براى اخراج قواعد علوم ديگر است كه در طريق استنباط احكام الهى دخالت دارند ولى كبرى واقع نمىشوند، مثل قواعد علم رجال و درايه و لغت و ...
كه هرچند براى استنباط احكام الهى جنبه «آليت» دارند ولى در قياس استنباط احكام الهى به عنوان كبرى واقع نمىشوند بلكه نياز به انضمام كبراى اصولى دارند، مثلًا در علم رجال مىخوانيم: «زرارة ثقةٌ» و با انضمام كبراىِ اصولى «قول الثقة حجةٌ» نتيجه مىگيريم: «قولُ زرارة حجّة».
[١]- اجماع منقول به خبر واحد- حتّى نزد كسانى كه خبر واحد را حجّت مىدانند- حجّت نيست.
[٢]- و همين امر، سبب شده است كه بحث قياس را در كتابهاى اصولى خود مطرح نكردهاند.