اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٤ - راه دوّم براى شناخت معناى حقيقى عدم صحّت سلب (يا صحّت حمل)
معناى «قائم» بود و به قول معروف و مشهور، بين اين دو، نسبت تحقّق داشت. حال در ما نحن فيه اگر «مطلق وجه الأرض»- به عنوان يك معنا- موضوع قضيّه حمليّه واقع شود، لفظ «صعيد» نمىتواند محمول آن قرار گيرد بلكه بايد گفته شود: «مطلق وجه الأرض ليس بصعيد»، زيرا «مطلق وجه الأرض» يك معنا و «صعيد» يك لفظ است و بين لفظ و معنا، اتّحاد و هوهويت نيست. زيرا عناوينشان با هم كاملًا متفاوت است. از اينجا معلوم مىشود كه احتمال دوّم- كه لفظ و معنا، محمول براى مطلق وجه الأرض قرار گيرند- نيز باطل است، زيرا اگر يك جزء از محمول، قابليت اتّحاد و هوهويت با موضوع نداشته باشد مجموع هم نمىتواند اتّحاد و هوهويت پيدا كند.
مجموع لفظ و معنا، چگونه مىتواند با موضوعى كه معناست اتّحاد و هوهويت پيدا كند يا اينكه بينشان نسبت باشد؟ درحالىكه لفظ، مباينت كامل با موضوع دارد. بنابراين، احتمال سوّم تعيّن پيدا مىكند كه ما مطلق وجه الأرض را موضوع قرار داده و معناى «صعيد» را برآن حمل مىكنيم. در اين صورت سؤال مىكنيم: شما كه معناى «صعيد» را نمىدانيد چگونه مىتوانيد آن را بر «مطلق وجه الأرض» حمل كنيد؟
و كسى نمىتواند بگويد: معناى مجهول را بر معناى معلوم حمل مىكنيم، زيرا عقل، چنين چيزى را تكذيب مىكند. چگونه مىتوان بين موضوعى كه معلوم است و محمولى كه مجهول است ادّعاى هوهويت و اتّحاد كرد؟ بنابراين چارهاى نداريد جز اينكه بگوييد: معناى «صعيد» براى ما معلوم است. حال سؤال مىشود آيا معناى «صعيد» را تفصيلًا مىدانيد يا اجمالًا؟ اگر بگوييد: علم تفصيلى به معنا داريم، مىگوييم: در اين صورت، چرا قضيّه حمليّه تشكيل مىدهيد؟ از راه «عدم صحّت سلب»، چه نقطه ابهامى براى شما روشن خواهد شد؟ بنابراين، چارهاى نيست جز اينكه گفته شود: علم اجمالى و ارتكازى به معناى «صعيد» داريم. در اين صورت مىگوييم: [١] آيا هنگام حمل «صعيد» بر «مطلق
[١]- فرق عمده بين «تبادر» و «عدم صحّت سلب» در اين مرحله است.