اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٤ - مطلب دوّم بيان محقق عراقى رحمه الله در ارتباط با وضع عام و موضوع له عام
قبل از بيان كلام مرحوم عراقى نسبت به «وضع عام و موضوع له عام» لازم است بيان ايشان در رابطه با كلام مشهور نسبت به «وضع عام و موضوع له عام» را مطرح كنيم: محقق عراقى رحمه الله در توضيح كلام مشهور مىفرمايد: وقتى واضع مىخواهد لفظ «انسان» را براى معناى «حيوان ناطق» وضع كند، تصوّر معنا به دو صورت امكان دارد: صورت اوّل: واضع، ذات معناى «انسان» را بدون هيچ قيدى- حتى قيد اطلاق و سريان و عموميت نسبت به افراد- در نظر گرفته و لفظ را براى اين معناى مبهم وضع مىكند. [١] صورت دوّم: واضع، ماهيت را همراه با قيد اطلاق و سريان در افراد در نظر گرفته و لفظ را براى آن وضع مىكند كه در اين صورت قيد اطلاق و سريان در معناى موضوع له دخالت دارد. در هر دو صورت فوق «وضع عام و موضوع له عام» است ولى اين دو با يكديگر تفاوت داشته و ثمراتى بر آنها مترتب است. تفاوت اين دو از نظر تصوير، همان مطلبى بود كه بيان كرديم و ثمراتى كه بر هريك از اين دو قسم مترتب است عبارتند از: ١- همان گونه كه در منطق مطرح است، ملاك در قضيّه حمليّه، «اتّحاد و هو هويت» در وجود خارجى است، بنابراين در قضيّه حمليّه «زيدٌ إنسان»، بين «زيد» و «انسان» در وجود خارجى، اتّحاد وجود دارد يعنى زيد همين انسان موجود در خارج است و حمل آن حمل شايع صناعى است. اكنون سؤال مىكنيم: در قضيّه «زيدٌ إنسان»، انسان را چگونه معنا مىكنيد؟ اگر به صورت اوّل معنا كنيد و بگوييد: مراد از «انسان» همان «ذات انسان» و «ماهيت آن»
[١]- اين معنا در اصطلاح، «ماهيت لا بشرط مقسمي» ناميده مىشود.