اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٢ - ٥- نظريه مرحوم محقق اصفهانى
وجود اضافه بين دو شىء به معناى داخل بودن در مقوله اضافه نيست، بلكه مقوله اضافه داراى محدوده خاصى است، مثلًا خداوند متعال عالم به اشياء است و هرجا عالم بود، معلوم هم هست و علم عبارت از اضافه و ارتباط بين عالم و معلوم است، درحالىكه عنوان «عالمٌ» در «اللَّه تعالى عالمٌ» داخل در مقوله اضافه نيست، زيرا عناوين جوهر و عرض مربوط به ممكن الوجود است و در مورد خداوند متعال راه ندارد. ايشان سپس نتيجه مىگيرد كه مسأله وضع، امرى اعتبارى است همانند امور اعتباريهاى كه نزد شرع و عقلاء وجود دارد، مثلًا در بيع، بايع به مشترى مىگويد: بعتك هذه الدار، و مشترى مىگويد: قبلت. به دنبال اين عقد، عقلاء و شارع، ملكيت مشترى نسبت به خانه و ملكيت بايع نسبت به ثمن را اعتبار مىكنند. بنابراين نقش بايع و مشترى در ايجاد اعتبار ملكيت، نقش تسبيبى است يعنى توسط آنان زمينه اعتبار فراهم مىشود و اعتبار مستقيم توسط شارع و عقلاء صورت مىگيرد. و همچنين در مورد زوجيت، البته با اختلافى كه بين شارع و عقلاء در اين موارد وجود دارد. بديهى است كه ملكيت و زوجيت از امور واقعيه نيست يعنى با ايجاد ملكيت و زوجيت، تحوّل و تكوينى در طرفين ايجاد نمىشود بلكه در اينها فقط جنبه اعتبار وجود دارد. و حتّى واقعيت ذهنيهاى كه براى بعضى از امور وجود دارد، براى امور اعتباريه وجود ندارد. مثلًا با تصوّر انسان در ذهن، كلّيتى بر مفهوم آن عارض مىشود و اين كلّيت، واقعيت ذهنيه دارد. ولى در امور اعتباريه حتى اين درجه از واقعيت هم وجود ندارد. سپس مىفرمايند: «مسأله وضع نيز از امور اعتباريه است، زيرا در باب وضع، بين لفظ و معنا ارتباط واقعى وجود ندارد بلكه واضع، ارتباطى را بين لفظ و معنا اعتبار مىكند. قبل از اينكه پدر براى فرزندش اسمى وضع كند هيچ ارتباط واقعى بين فرزند و آن نام وجود نداشته است، بلكه پدر- با فكر و مشورت- اسمى براى فرزندش انتخاب مىكند و با نامگذارى، يك ارتباط اعتبارى بين نام و فرزند تحقّق پيدا مىكند. البته اعتبار ملكيت و زوجيت به دست شارع است ولى در باب وضع مربوط به واضع است».