اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٠ - ٥- نظريه مرحوم محقق اصفهانى
اشكال سوّم: گذشته از اينكه اطلاق واضع نسبت به مستعمِل، خلاف وجدان و حقيقت است، مىتوان گفت: در استعمالات مجازى- كه از نظر كثرت، بيش از استعمالات حقيقى است- تعهد و التزام نفسانى نه در مورد واضع وجود دارد و نه در مورد مستعمِل، زيرا برفرض قبول نظريه ايشان، تعهد نفسانىِ واضع و مستعمِل، فقط در مورد معانى حقيقى صادق است و استعمال لفظ در معناى مجازى، با تعهد نفسانى مغايرت دارد، زيرا گاهى لفظ، در معناى حقيقى خود استعمال مىشود و گاهى در معناى مجازى.
٥- نظريه مرحوم محقق اصفهانى
محقق اصفهانى رحمه الله در مورد حقيقت وضع فرموده است: مسأله وضع از امور واقعى و حقيقى نيست يعنى داخل در مقولات جوهر و عرض نمىباشد. اگر كسى بخواهد آن را داخل در واقعيات بداند بايد آن را داخل در مقولات عرضيّه بداند، زيرا همان گونه كه عرض، چيزى است كه عارض بر معروض مىشود و نياز به موضوع دارد، وضع نيز به لفظ و معنا نياز دارد. به عبارت ديگر: وضع به عنوان وصفى است كه عارض بر «لفظ» مىگردد و همان گونه كه بياض بر جسمى عارض گرديده و آن جسم به صفت بياض متصف مىشود، وضع نيز عارض بر لفظ گرديده و آن لفظ به صفت «وضع» متصف مىگردد. محقق اصفهانى رحمه الله مىفرمايد: توهّم اينكه وضع داراى واقعيت عرضى است باطل است. ايشان براى اثبات مدّعاى خود دو دليل اقامه كرده است: دليل اوّل: از ويژگىهاى «عرض» اين است كه در تحقّق وجود خارجىاش نياز به موضوع دارد درحالىكه مسأله وضع به اين كيفيت نيست. توضيح: وقتى واضع مىگويد: «وضعتُ لفظ الماء بإزاء الجسم السيّال»، در اينجا موضوعْ «طبيعى لفظ» و موضوع له «طبيعى معنا» مىباشد، نه «لفظ موجود» و «معناى