چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧ - جمعبندى نهايى
تقاضاهاى خود اصرار مى ورزند؛ و در ملامت پرده درى مى كنند؛ و هرگاه حكمى كنند از حد تجاوز مى نمايند.
در برابر هر حقّى باطلى ساخته، و در مقابل هر دليلى شبههاى؛ براى هر زندهاى عامل مرگى، براى هر درى كليدى، و براى هر شبى چراغى تهيه ديدهاند!
براى رسيدن به مطامع خويش و گرمى بازار خود و فروختن كالا به گرانترين قيمت، تخم يأس در دلها مى پاشند.
باطل خود را شبيه حق جلوه مى دهند، و در توصيفها راه فريب پيش مى گيرند.
طريق وصول به خواسته خود را آسان، و طريق خروج از دامشان را تنگ و پرپيچ و خم جلوه مى دهند؛ آنها دار و دسته شيطان و شرارههاى آتش دوزخند، همانگونه كه خداوند فرموده: «أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُالْخَاسِرُونَ؛ آنها حزب شيطانند، بدانيد حزب شيطان زيانكارند!»
در اين خطبه غرّا به اوصاف زيادى از آنها اشاره شده كه بحثهاى گذشته را تكميل مى كند.
ب) خطر منافقان براى تمام جوامع انسانى
همانگونه كه در مقدّمه اين بحث گفتيم منافقان خطرناكترين افراد هر اجتماعند، چرا كه:
اوّلًا: در درون جامعهها زندگى مى كنند و از تمام اسرار با خبرند.
ثانياً: شناختن آنها هميشه كار آسانى نيست، و گاه خود را چنان در لباس دوست نشان مى دهند كه انسان باور نمى كند.
ثالثاً: چون چهره اصلى آنها براى بسيارى از مردم ناشناخته است، درگيرى مستقيم و مبارزه صريح با آنها كار مشكلى است.
رابعاً: آنها پيوندهاى مختلفى بامؤمنان دارند (پيوندهاى سببى و نسبى و غير اينها) و وجود همين پيوندها، مبارزه با آنها را پيچيدهتر مى سازد.