چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - امروز هم «ثعلبه» ها كم نيستند
در حديث معروفى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده مى خوانيم: «لِلْمُنافِقِ ثَلاثُ عَلاماتٍ، إِذاحَدَّثَ كَذَبَ، وَ إِذا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ[١]؛ منافق سه نشانه دارد: به هنگام سخن گفتن دروغ مى گويد، و به هنگامى كه وعده مى دهد، تخلّف مى كند، و هر گاه امانتى به او بسپارند، در آن خيانت مى نمايد.»
جالب اينكه، در داستان فوق (داستان ثعلبه) هر سه نشانه وجود دارد: او هم دروغ مى گفت و هم پيمان شكنى كرد و هم در اموالى كه خداوند به عنوان امانت خويش به او سپرده بود، خيانت نمود!
حديث فوق به صورت صحيح و دقيق از امام صادق عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله در كتاب كافى آمده است، آنجا كه مى فرمايد: «ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كانَ مُنافِقاً وَ إِنْ صامَ وَ صَلَّى وَ زَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ: مَنْ إذَا ائْتُمِنَ خانَ، وَ إِذا حَدَّثَ كَذَبَ، وَ إِذا وَعَدَ أَخْلَف[٢]؛ سه چيز است در هر كس باشد منافق است، هر چند روزه بگيرد و نماز بخواند، و خود را مسلمان بداند: كسى است كه در امانت خيانت كند، و در سخن دروغ گويد، و به هنگام وعده تخلّف جويد.»
البتّه ممكن است به ندرت گناهان فوق از افراد باايمان صادر شود و سپس توبه كنند، ولى استمرار آن نشانه روح نفاق و منافقگرى است.
٤ اين نكته نيز شايان توجّه است كه آنچه در آيات فوق خوانديم يك بحث تاريخى و مربوط به گذشته نبود، بلكه بيان يك واقعيّت اخلاقى و اجتماعى است كه در هر عصر و زمان، و در هر جامعهاى، اگر به اطراف خود نگاه كنيم، نمونههاى فراوانى دارد.
چه بسيارند كسانى كه در شرايط عادّى يا به هنگامى كه تنگدستند، در صفّ مؤمنان داغ و قرص و محكم قرار دارند؛ در همه جلسات مذهبى حاضرند؛ پاى هر پرچم اصلاحى سينه مى زنند؛ با هر منادى حقّ و عدالت هم صدا هستند؛ و براى
[١]. تفسير مجمع البيان، ج ٥، ص ٩٥.
[٢]. اصول كافى، ج ٢، ص ٢٩١.