چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - جلسات سرّى منافقان
آنها بوده، هر چند بر شخص پيامبر صلى الله عليه و آله نازل مى گرديد.
در آيه بعد به يكى ديگر از برنامههاى منافقان اشاره كرده، مى گويد: «اگر از آنها بپرسى كه چرا چنين سخن نادرستى را گفتهاند و يا چنين كار خلافى را انجام دادهاند، مى گويند: ما مزاح و شوخى مى كرديم و در واقع قصد و غرضى نداشتيم(وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ)!»
در واقع اين راه فرار عجيبى بود كه توطئهها را مى چيدند، و سمپاشيها را مى كردند، به اين قصد كه اگر رازشان آشكار نشد و هدف شومشان تحقّق يافت، به مقصود جدّى خود رسيده باشند، امّا اگر پردهها كنار رفت و رازشان فاش شد، خود را در زير نقاب «مزاح و شوخى» پنهان سازند، و با اين عذر و بهانه از مجازات پيامبر صلى الله عليه و آله و مردم فرار كنند.
منافقان امروز و منافقان هر زمان كه برنامههاى يكنواختى دارند از اين روش بهره برادرى فراوان مى كنند؛ حتّى گاه مى شود جدّىترين مطالب را در لباس مزاحها و شوخىهاى ساده مطرح كنند، اگر به هدفشان رسيدند چه بهتر، و گرنه با عنوان كردن شوخى و مزاح از چنگال مجازات فرار مى كنند.
امّا قرآن با تعبيرى قاطع و كوبنده، به آنها پاسخ مى گويد، و به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مى دهد كه«به آنها بگو: آيا خدا، و آيات او، و رسولش، را مسخره مى كنيد و به شوخى مى گيريد(قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ)!»
يعنى آيا با همه چيز مى توان شوخى كرد، حتّى با خدا و پيامبر و آيات قرآن!
آيا اين امور كه از جدّىترين مسائل هستند، شوخى پذيرند!
آيا مساله رم دادن شتر، و سقوط پيامبر صلى الله عليه و آله از آن گردنه خطرناك، چيزى است كه بتوان زير نقاب شوخى آن را پوشاند! و يا استهزا و مسخره كردن آيات الهى، و اخبار پيامبر صلى الله عليه و آله از پيروزيهاى آينده، مطلبى است كه به بازى گرفته شود! همه اينها گواهى مى دهد كه آنان اهداف خطرناكى داشتند كه در زير اين پوششها قرار مى دادند.