چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦ - جلسات سرّى منافقان
در آيات مورد بحث به بخش ديگرى از برنامهها و روشهاى منافقان اشاره شده است.
از آيه نخست چنين استفاده مى شود كه خداوند براى دفع خطر منافقان از پيامبر صلى الله عليه و آله گاهى پرده از روى اسرار آنها برمى داشت، و آنان را به جمعيّت معرفى مى كرد، تا مسلمانان به هوش باشند، و به دام آنها گرفتار نشوند، و آنها نيز متوجّه موقعيّت خويش شوند، و دست و پاى خود را جمع كنند؛ روى اين جهت غالباً آنان در يك حالت ترس و وحشت به سر مى بردند. قرآن به اين وضع اشاره كرده، مى گويد:
«منافقان مى ترسند كه بر ضدّ آنها سورهاى نازل شود، و آنان را به آنچه در دل دارند، آگاه سازد(يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِى قُلُوبِهِمْ)».
ولى عجيب اينكه بر اثر شدّت لجاجت و دشمنى باز هم دست از استهزا و تمسخر نسبت به كارهاى پيامبر صلى الله عليه و آله بر نمى داشتند؛ لذا خداوند در پايان اين آيه به پيامبرش مى گويد«به آنها بگو: هر چه مى خواهيد استهزا كنيد، امّا بدانيد خدا آنچه را از آن بيم داريد آشكار مى سازد، و شما را رسوا مى كند(قُلِ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ)!»
البته جمله«إِسْتَهْزِئُوا؛ مسخره كنيد» از قبيل امر براى تهديد است، همانند اينكه انسان به دشمنش مى گويد: «هر قدر كارشكنى و اذيّت و آزار در قدرت دارى بكن، پاسخ آنها را يكجا خواهم داد!» اينگونه تعبيرات در مقام تهديد ذكر مى شود.
ضمناً بايد توجّه داشت كه از آيه فوق استفاده مى شود كه منافقان در دل از حقّانيّت دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله با خبر بودند، و ارتباط او را با خدا مى دانستند، ولى با اينحال بر اثر لجاج و عناد و دشمنى با حق، به جاى اينكه در برابر او تسليم باشند، كار شكنى مى كردند، به همين دليل قرآن مى گويد: منافقان از اين بيم داشتند كه آياتى بر ضدّ آنها نازل شود، و مكنون خاطرشان را آشكار سازد.
توجّه به اين نكته نيز لازم است كه جمله«تُنَزَّلُ عَلَيْهِمْ» مفهومش اين نيست كه اين گونه آيات بر منافقان نازل مى شد، بلكه منظور اين است كه درباره آنها و بر ضدّ