چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠ - چهره نفاق در سوره توبه
پيامبر صلى الله عليه و آله بداند، بلكه ممكن است هدف اين بوده كه همه مسلمانان آگاه شوند، هرچند روى سخن به پيامبر صلى الله عليه و آله است.
سپس به شرح يكى از تفاوتهاى مؤمنان و منافقان پرداخته مى گويد: «آنها كه ايمان به خدا و سراى ديگر دارند هيچ گاه از تو اجازه براى عدم شركت در جهاد با اموال و جانها، نمى خواهند(لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ)».
بلكه هنگامى كه فرمان جهاد صادر شد بدون تعلّل و سستى به دنبال آن مى شتابند و همان ايمان به خدا و مسئوليّتهايشان در برابر او، و ايمان به دادگاه رستاخيز، آنان را به اين راه دعوت مى كند و راه عذر تراشى و بهانهجويى را به رويشان مى بندد.
«وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ؛ خداوند به خوبى افراد پرهيزگار را مى شناسد و از نيّت و اعمال آنها كاملًا آگاه است.»
سپس مى گويد: «تنها كسانى از تو اجازه براى عدم شركت در ميدان جهاد مى طلبند كه ايمان به خدا و روز جزا ندارند(إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَايُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ)».
و براى تأكيد عدم ايمان آنها مى گويد: «آنها كسانى هستند كه دلهايشان مضطرب و آميخته با شكّ و ترديد است(وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ).» «به همين دليل در اين شكّ و ترديد گاهى قدم به پيش مى گذارند و گاهى باز مى گردند و پيوسته در حيرت و سرگردانى به سر مى برند- و به همين جهت منتظر پيدا كردن بهانه و كسب اجازه از پيامبرند(فَهُمْ فِى رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ)».
گر چه صفات فوق به شكل فعل مضارع ذكر شده است ولى منظور از آن بيان صفات و حال منافقان و مؤمنان است و ماضى و حال و مضارع در آن تفاوت نمى كند.
به هرحال، مؤمنان در پرتو ايمانشان تصميم و ارادهاى محكم و خللناپذير دارند؛ راه را به روشنى ديدهاند؛ مقصدشان معلوم، و هدفشان مشخّص است؛ به همين دليل،