چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢ - منافقان، متعصّب و مستكبرند
بازگشت به مدينه بازگشت از غزوه «بنى المصطلق» بود كه مشروحاً در شأن نزول، به اين مطلب اشاره شد. درست است كه اين سخن از يك نفر صادر شد، ولى چون همه منافقان همين خطّ مشى را داشتند، قرآن به صورت جمع از آن تعبير مى كند و مى فرمايد: يَقُولُونَ ... (آنها مى گويند).
سپس قرآن پاسخ دندان شكنى به آنان داده، مى گويد: «عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمى دانند(وَللَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ)!»
تنها منافقان مدينه نبودند كه اين سخن را در برابر مؤمنان مهاجر گفتند، بلكه قبل از آنها نيز سران قريش در مكّه مى گفتند: اگر اين گروه اندك مسلمان فقير را در محاصره اقتصادى قرار دهيم، يا از مكّه بيرونشان كنيم، مطلب تمام است.
امروز نيز دولتهاى استعمارى به پندار اينكه خزائن آسمان و زمين را در اختيار دارند مى گويند ملّتهايى را كه در برابر ما تسليم نمى شوند بايد در محاصره اقتصادى قرار داد تا بر سر عقل آيند و تسليم شوند.
اين كوردلان تاريخ كه شيوه آنها ديروز و امروز يكسان بوده و هست، خبر ندارند كه با يك اشاره خداوند تمام ثروتها و امكاناتشان بر باد مى رود و عزّت پوشالى آنها دستخوش فنا مى گردد.
به هرحال، اين طرز تفكّر (خود را عزيز دانستن و ديگران را ذليل، و خود را ولى نعمت و ديگران را محتاج شمردن) يك تفكّر منافقانه است كه از غرور و تكبّر از يك سو، و گمان استقلال در برابر خدا از سوى ديگر، ناشى مى شود. اگر آنها به حقيقت عبوديّت آشنا بودند و مالكيّت خدا را بر همه چيز مسلّم مى دانستند، هرگز گرفتار اين اشتباهات خطرناك نمى شدند!
قابل توجّه اينكه، در آيه قبل در مورد منافقان تعبير به«لَا يَفْقَهُونَ؛ نمى فهمند» آمده، و در اين جا«لَا يَعْلَمُونَ؛ نمى دانند» اين تفاوت تعبير ممكن است براى پرهيز از تكرار