چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١ - منافقان، متعصّب و مستكبرند
نمى بخشد، چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدايت نمى كند!»
روشن است كه عدد هفتاد عدد تكثير است؛ يعنى، هر قدر هم براى آنها استغفار كنى سودى ندارد!
اين نكته نيز معلوم است كه منظور از فاسق هرگونه گناهكارى نيست، چرا كه پيغمبر صلى الله عليه و آله براى نجات گناهكاران آمده، بلكه منظور آن دسته از گناهكاران است كه در گناه اصرار مى ورزند و لجاجت دارند، و در برابر حق مستكبرند.
سپس به يكى از گفتههاى بسيار زشت آنها كه روشنترين گواه نفاق آنها محسوب مى شود اشاره كرده مى فرمايد: «آنها همان كسانى هستند كه مى گويند به افرادى كه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله هستند انفاق نكنيد، و از اموال و امكانات خود در اختيار آنها قرار ندهيد، تا پراكنده شوند(هُمْ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَاتُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا)!»
«غافل از اين كه تمام خزائن آسمانها و زمين از آنِ خداست ولى منافقان درك نمى كنند(وَللَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَايَفْقَهُونَ)!»
اين بينواها نمى دانند كه هركس هرچه دارد از خدا دارد، و همه بندگان از خوان گسترده او روزى مى خورند؛ اگر «انصار» مى توانند به «مهاجران» پناه دهند و آنها را در اموال خود سهيم كنند، اين بزرگترين افتخارى است كه نصيبشان شده، نه تنها نبايد منّتى بگذارند، بلكه بايد خدا را بر اين توفيق بزرگ شكر گويند؛ ولى همانگونه كه در شأن نزول خوانديم منافقان مدينه، منطق ديگرى داشتند.
سپس به يكى ديگر از نفرتانگيزترين سخنان آنها اشاره كرده، مى افزايد: «آنها مى گويند اگر به مدينه باز گرديم، عزيزان، ذليلان را بيرون مى كنند(يَقُولُونَ لَئِنْ رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ)!»
اين همان گفتارى است كه از دهان آلوده «عبداللَّه بن ابى» خارج شد، و منظورش اين بود كه ما ساكنان مدينه، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و مؤمنان مهاجر را بيرون مى كنيم؛ و مراد از