چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - دو درس مهم
بر عمق پيام قرآنى آشناتر مى شويم كه مى گويد: «كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّى بَرِىءٌ مِّنْكَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ؛ كار آنها مانند شيطان است كه به انسان گفت: كافر شو؛ و هنگامى كه كافر شد گفت: من از تو بيزارم، من از خداوندى كه پروردگار عالميان است بيم دارم!»
٢ عاقبت شوم برصيصاى عابد
بعضى از مفسّران و ارباب حديث در ذيل اين آيات، روايتى پر معنا از عابدى از بنى اسرائيل به نام «برصيصا» نقل كردهاند كه مى تواند درس بزرگى براى همه افراد باشد تا هرگز با طناب پوسيده شيطان و منافقان به چاه نروند كه رفتن همان، و سرنگون شدن در قعر چاه همان!
و خلاصه داستان چنين است:
در ميان بنى اسرائيل عابدى بود به نام «برصيصا» كه زمانى طولانى عبادت كرده بود، و به آن حد از مقام قرب رسيده بود كه بيماران روانى را نزد او مى آوردند و با دعاى او سلامت خود را باز مى يافتند؛ روزى زن جوانى را از يك خانواده با شخصيّت به وسيله برادرانش نزد او آوردند، و بنا شد مدّتى بماند تا شفا يابد؛ شيطان در اينجا به وسوسهگرى مشغول شد، و آن قدر صحنه را در نظر او زينت داد تا آن مرد عابد به او تجاوز كرد! چيزى نگذشت كه معلوم شد آن زن باردار شده (و از آنجا كه گناه هميشه سرچشمه گناهان عظيمتر است) زن را به قتل رسانيد، و در گوشهاى از بيابان دفن كرد!
برادرانش از اين ماجرا با خبر شدند كه مرد عابد دست به چنين جنايت هولناكى زده؛ اين خبر در تمام شهر پيچيد، و به گوش امير رسيد؛ او با گروهى از مردم حركت كرد تا از ماجرا با خبر شود؛ هنگامى كه جنايات عابد مسلّم شد او را از عبادتگاهش فرو كشيدند؛ پس از اقرار به گناه دستور داد او را به دار بياويزند؛ هنگامى كه بر بالاى