چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢ - اكنون به بررسى آيات فوق مى پردازيم
و سر انجام شيطان آنها را تنها گذاشته و از آنان بيزارى مى جويد؟
يا منظور انسان خاصّى است همانند «ابوجهل» و پيروان او كه در جنگ بدر به وعدههاى فريبنده شيطان دلگرم شدند، و عاقبت طعم تلخ شكست را چشيدند، چنانكه در آيه ٤٨ سوره انفال مى خوانيم: «وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنْ النَّاسِ وَإِنِّى جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّى بَرِىءٌ مِّنْكُمْ إِنِّى أَرَى مَا لَاتَرَوْنَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛
و (به ياد آور) هنگامى را كه شيطان، اعمال مشركان را در نظرشان جلوه داد، و گفت: امروز هيچكس از مردم بر شما پيروز نمى گردد؛ و من در كنار شما (و پناهدهنده شما) هستم. ولى هنگامى كه دو گروه (كافران و مؤمنان) در برابر يكديگر قرار گرفتند، به عقب برگشت، و گفت: من از شما (پيروانم) بيزارم، من چيزى مى بينم كه شما نمى بينيد؛ من از خدا مى ترسم! و خداوند سخت كيفر است!»
و يا اينكه، منظور از «انسان» همان «برصيصاى» عابد بنىاسرائيل است كه فريب شيطان را خورد و كافر شد، و در لحظات حسّاس شيطان از او بيزارى جست و از او جدا شد.
ولى تفسير اوّل با مفهوم آيه سازگارتر است و تفسير دوم و سوم مى تواند بيان مصداقى از آن مفهوم گسترده باشد؛ و به هرحال، عذابى را كه شيطان از آن اظهار وحشت مى كند ظاهراً عذاب دنيا است؛ و بنابراين، ترس او جدّى است نه شوخى و استهزا، و بسيارند كسانى كه از مجازاتهاى نزديك مى ترسند ولى نسبت به مجازاتهاى دراز مدت بى اعتنا هستند.
آرى، چنين است حال منافقان كه دوستان خود را با وعدههاى دروغين و نيرنگ به وسط معركه مى فرستند، سپس آنها را تنها گذارده فرار مى كنند؛ چرا كه در نفاق، وفادارى نيست.
در آيه بعد سر انجام كار اين دو گروه: «شيطان و اتباعش» و «منافقان و دوستانشان