چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - نقش منافقان در فتنههاى يهود
شاهد و گواه، و آوردن جمله به صورت جمله اسميّه، و نيز استفاده از«إِنَّ»، و «لام تأكيد»، همه نشان مى دهد كه «دروغ» و «نفاق» چنان به هم آميخته است كه جدايى در ميان اين دو ممكن نيست، هميشه منافقان دروغگو بودهاند، و غالباً دروغگويان منافقانند.
تعبير به«إِخْوَانِهِمْ» (برادرانشان) نشان مى دهد كه رابطه و پيوند بسيار نزديكى ميان منافقان و كفّار است، همانگونه كه در آيات قبل روى رابطه اخوّت در ميان مؤمنان تكيه شده بود، با اين تفاوت كه مؤمنان در اخوّت خود صادقند، و لذا از هيچگونه ايثار و فداكارى مضايقه نمى كنند، و بعكس منافقان هيچگونه وفادارى و همدردى ندارند، و در سختترين لحظات دست از برادران خود بر مى دارند و اين است تفاوت اخوّت مؤمنان و كافران.
جمله«وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَداً أَبَداً؛ ما هرگز سخن هيچ كس را در مورد شما اطاعت نخواهيم كرد.» اشاره به اين است كه توصيهها و هشدارها و اخطارهاى محمّد صلى الله عليه و آله را در مورد شما كاملًا ناديده خواهيم گرفت.
سپس براى توضيح بيشتر درباره دروغگويى آنها مى افزايد: «اگر يهود را بيرون كنند اين منافقان با آنها بيرون نمى روند(لَئِنْ أُخْرِجُوا لَايَخْرُجُونَ مَعَهُمْ)».
«و اگر با آنها پيكار شود ياريشان نخواهند كرد(وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ)!»
«و بعد از آن هرگز يارى نخواهند داشت(ثُمَّ لَايُنْصَرُونَ)!»
لحن قاطع وكوبنده اينآيات لرزه بر اندام هرمنافق و مخالفى مى افكند، بخصوص اينكه آيه گرچه در مورد خاصّى نازل شده ولى به طور مسلّم مخصوص آن نيست؛ اين يك اصل كلّى است در رابطه «منافقان» با «ساير دشمنان اسلام» و همكارى نزديك آنان با يكديگر و وعده و وعيدهايى كه به هم مى دهند، و بى پايه بودن تمام اين قول و قرارها.
اين امر نه تنها در گذشته تاريخ اسلام رخ داد كه امروز هم نمونههاى زنده آن را در