چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - لزوم ايستادگى در برابر منافقان
«اين حكم به خاطر آن است كه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدند(إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ)».
«و در حالى كه فاسق و مخالف فرمان خدا بودند، از دنيا رفتند- نه از كرده خود پشيمان شدند و نه با آب توبه لكّههاى گناه را از دامان شستند(وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ)».
در اينجا ممكن است سؤالى براى مسلمانان مطرح شده يا بشود كه اگر منافقان براستى اين همه از رحمت خدا دورند و بايد مسلمانان هيچگونه ابراز محبّت و علاقه در مورد آنان نكنند، پس چرا خداوند به آنها اين همه محبّت كرده و اينهمه مال و فرزند (نيروى اقتصادى و انسانى) را در اختيارشان قرار داده است.
خداوند در آيه بعد روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده و پاسخ اين سؤال را چنين مى دهد: «اموال و فرزندانشان هيچگاه نبايد مايه اعجاب تو شود(وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ)!» چرا كه بعكس آنچه مردم ظاهر بين خيال مى كنند، اين اموال و فرزندان نه تنها باعث خوشبختى آنها نيست، بلكه«خداوند مى خواهد آنان را به وسيله اينها در دنيا مجازات كند، و با حال كفر جان بدهند(إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِى الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَ هُمْ كَافِرُونَ)!»
اين آيه كه نظير آن را در همين سوره (آيه ٥٥) داشتيم، اشاره به اين واقعيّت مى كند كه امكانات اقتصادى و نيروهاى انسانى در دست افراد ناصالح نه تنها سعادت آفرين نيست، بلكه غالباً مايه دردسر و بلا و بدبختى است؛ زيرا چنين اشخاصى نه اموال خود را به مورد مصرف مى كنند، تا از آن بهره مفيد و سازندهاى بگيرند، و نه فرزندان سر به راه و با ايمان و تربيت يافتهاى دارند كه مايه روشنى چشم آنان و حلّ مشكلات زندگانيشان گردد؛ بلكه اموالشان غالباً در راه هوسهاى كشنده و سركش، توليد فساد، و تحكيم پايههاى ظلم مصرف مى گردد، و مايه غفلت آنها از خدا و مسايل اساسى زندگى است؛ و فرزندانشان هم در خدمت ظالمان و فاسدان قرار مى گيرند، و مبتلا به