فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٩ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت و اذن فقيه سيد جواد ورعى
امام معصوم است، در عصر غيبت نياز به اذن خواهد داشت و بدون وجود چنين اذنى مشروع نخواهد بود، مگر آنكه امور حسبيه به گونهاى تفسير شود كه حكومت را هم شامل بشود.
ولى بايد به اين نكته توجه كرد كه اگر جهاد ابتدايى به معناى خاص (دعوت به اسلام) باشد، البته در اين فرض جهاد از امور حسبيه نخواهد بود، اما آيا جهاد ابتدايى به معناى عام آن يعنى «جهاد براى نجات مظلومان و ستمديدگان»، از امور حسبيه نيست؟ آيا خداوند راضى است كه عدهاى مظلوم فرياد استغاثهشان بلند باشد و مسلمانان على رغم برخوردارى از قدرت وظيفهاى در اين زمينه نداشته و نظارهگر ظلم و بى عدالتى باشند و خداوند سبحان بدان راضى باشد؟ حساسيت اين مكتب به مبارزه با ظلم و بيداد و لزوم نجات مظلومان ايجاب مىكند كه همگان در اين زمينه موظف باشند و جهاد براى اين منظور از امور حسبيه باشد، حتى اقسام ديگر جهاد ابتدايى مانند «جهاد براى رفع موانع ابلاغ پيام توحيد به مردم» نيز مىتواند در شمار امور حسبيه قرار گيرد. آيا خداوند حكيم راضى است كه پيام توحيد و اسلام تنها به سبب وجود عدهاى صاحب قدرت و نفوذ كه آگاهى مردم را در تضاد با منافع نامشروع خود مىبينند و مانع بيدارى مردماند، مسكوت بماند، در حالى كه مسلمانان مىتوانند با قدرت و امكاناتى كه در اختيار دارند، اين مانع را برطرف كنند و پيام حيات بخش اسلام را به گوش جهانيان برسانند؟ آيا جهاد به منظور بسط و گسترش حاكميت سياسى اسلام و تحقق ارزشهاى انسانى و اسلامى و جلوگيرى از ضعيف ماندن مسلمانان كه به تحقير آنان مىانجامد، نمىتواند يكى از مصاديق امور حسبيه شمرده شود؟
نقد و بررسى نكته دوم
اوّلاً، آيا اينكه ائمه مىدانند در عصر غيبت امكانات كافى براى جهاد در اختيار شيعيان نيست، تكليف را از شيعيان براى «تأمين امكانات و كسب قدرت»