فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٠ - جهاد ابتدايى در عصر غيبت و اذن فقيه سيد جواد ورعى
ساقط مىكند؟ آيا شيعيان مأمور به ظاهرند يا واقع؟
ثانياً، اينكه ظهور نكردن امام و عدم برقرارى دولت حق معلول عدم وجود امكانات در اختيار شيعيان باشد، صحيح به نظر نمىرسد و چه بسا غيبت امام عللو عوامل ديگرى داشته باشد؛ هر چند عدم وجود امكانات مىتواند يكى از اين علل و عوامل باشد.
ثالثاً، سخن امام صادق (ع) ناظر به شرايط عصر آن حضرت است. شايد در عصر و زمان ديگرى به رغم وجود نيرو و امكانات كافى باز هم قيام امام معصوم و تشكيل دولت حق به مصلحت نباشد. لذا حضرت فرمود: «اگر من اين تعداد نيرو داشتم...».
رابعاً، پيروزى بر دشمن به علل و عواملى بستگى دارد كه براى هر قوم و ملتى فراهم شود، ظفرمندى هم تحقق مىيابد و در صورت فراهم نشدن آنها، آن نيز محقق نمىشود. اگر علل و عوامل پيروزى مسلمانان بر كفر و شرك فراهم باشد، آنان نمىتوانند به بهانه غيبت امام عصر از تأسيس دولت حق سرباز بزنند. تشكيل حكومت از ضرورتهاى گريزناپذير است و به عصر حضور هم اختصاص ندارد و وقتى حكومت تشكيل شد، جهاد نيز از شئون آن به شمار مىرود.
مؤيدى بر جواز جهاد
يكى از فقيهان معاصر براى اثبات «مشروعيت جهاد در عصر غيبت» به يك مؤيّد نيز اشاره كرده است و آن اينكه دريافت جزيه از اهل كتاب در عصرغيبت تجويز شده و ما مىدانيم كه «دريافت جزيه» به عنوان گزينهاى است كه سبب مىشود مسلمانان با اهل كتاب قتال نكنند و آنان با حفظ دين خود موظف به پرداخت جزيه شوند. حال اگر جهاد با اهل كتاب در عصر غيبت جايز نباشد، دريافت جزيه به چه عنوان مجاز خواهد بود؟ به عبارت ديگر، «جواز دريافت جزيه» فرع بر جواز و مشروعيت جهاد است.
البته اين سخن در كلمات فقهاى پيشين سابقه دارد. ميرزاى قمى در اثر نفيس