فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٩ - نسخه خطى رساله جهاديه ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانى
زن و خنثى و ممسوح و فقير و بنده و پياده و مديون به دين واجب مانند قرض وعده رسيده يا نفقه واجبه يا حج يا اطاعت والدين و امثال آن، و شرط اين جهاد نيست امرى ازين امور، بلكه مدار بر قدرت است، پس واجب است اين جهاد بر هر كه قادر است به نهضت.
و مادام كه دفع كفار از اسلام و مسلمين نشود هيچ كس مستثنى نيست از اين واجب بلكه اگر از كثرت سواد دفع ضررى شود واجب است كه اولياى ديوانگان و كودكان ايشان را در لشكر اسلامى حاضر كنند، و وجوب اين قتال بر هر مكلف ظاهر است از اينكه اين جهاد در حقيقت راجع است به دفاع از نفس كه هر مكلف را واجب است اجماعاً چه اين دشمن كه قصد بيضه اسلام دارد اكتفا نمىكند به مسلمى دون مسلمى و ولايتى دون ولايتى، خواه بالفعل عزم آن كرده باشد يا نه، بلى غايت امر اين است كه چون او را تملك همگى به يكبار ميسّر نيست، قصد بعض بلاد و استيلاى بر نفوس و اموال اهل آن را مقدم داشته پس از آن كه در آن بلاد مستقل شود و اهل آن را مضمحل كند تسخير بلاد را عازم و استيصال ساير مسلمين را جازم شود، و بالاخره از اسلام رسمى و از مسلم اسمى باقى نگذارد چنان كه هر كه تتبعى از احوال ملوك دارد، به علم عادى داند كه پادشاهان را اكتفا نيست به مملكتى دون مملكتى و جماعتى دون جماعتى بلكه با دخول مُلكى، طمع ايشان به ملك ديگر فزايد.
و بنابراين خوف حاصل است بر نفوس همه مسلمين و علاوه بر آن خوف حاصل است بر بلاد و اموال و اعراض خود براى ايشان مجتمعاً كه هر يك باْلإنفراد او سبب وجوب جهاد است چنان كه شهيد ثانى در مسالك فرمودهاند:
الثاني: أنْ يدهم المسلمين عدوّ من الكفاريريد الاستيلاء على بلادهم أو
(٦٣) مسالك الافهام، ج ٣، ص ٨.