الكفايه» چه به دلالت «لاتنقض اليقين إلاّ بيقين مثله» اشتغال ذمه يقينى را برائت ذمه يقينى لازم است، پس اكنون كه به رفع حادثه و قيام «مَن به الكفايه» علم حاصل نيست بلكه به خلاف آن يقين حاصل است، بر همه مسلمين واجب است كه ترك عيال و اطفال و اموال گويند و به حفظ بيضه اسلام و مسلمين و دفع دشمنان خدا از اهل دين كوشند. در اين مقام هر كه جاهى يا مالى داشته باشد بذل كند و هر كه حيلتى دارد يا تدبيرى تواند، صرف نمايد.
و اهتمام تمام و تأكيد اكيد در وجوب اين جهاد بيشتر است از جهاد دعوتى، چه اين جهاد براى دفع مفسدت است و آن براى جلب منفعت، و شاهد اين مدعا است فرقى چند كه ميان اين جهاد و جهاد دعوتى است، چنان كه اكنون بعضى از آن ايراد و در ضمن هر فرق بيان برخى از احكام جهاد مىشود.
فرق اوّل آن كه در جهاد دعوتى شرط است حضور نبى يا امام يا نايب خاص يا اذن ايشان و اين جهاد نه بحضور و اذن ايشان مشروط است و نه به اذن نايب عام منوط، بلكه در صورت عجز مجتهدين از قيام آن، واجب است مجاهده و مدافعه به متابعت هر كه او راست شايستگى سياست و قابليت رياست، هنگامى كه امر جهاد موقوف باشد بر آن، خواه جائر باشد يا عادل و نيت او صحيح باشد يا باطل، چه ائمه رخصت داده بلكه واجب كردهاند جهاد در هنگام خوف بر ذرارى مسلمين به تبعيت ملوك آن زمان، چنان كه بر صدق اين مدعا شاهد است «لاتجاهد إلاّ أنْ يخاف على ذراري الْمسلمين» كه در صحيحه يونس
اين مضمون احاديث وارده از ائمه (ع) است نگاه كنيد به الفصول المهمة فى اصول الائمة، ج ١، ص ٦٤٠، ح ١٠١٢، «عبارت آن چنين است: «لا تنفض اليقين أبداً بالشك، و إنّما تنقضه بيقين آخر».
يعنى گفته مىشود.
كافى، ج ٥، ص ٢١، ح ٢ و عبارت روايت اين است:
علي بن إبراهيم ، عن محمد بن عيسى ، عن يونس ، عن أبي الحسن الرضا(ع)، قال : قلت له : جعلت فداك إن رجلاً من مواليك بلغه أنّ رجلاً يعطي السيف والفرس في سبيل الله فأتاه فأخذهما منه وهو جاهل بوجه السبيل ثم لقيه أصحابه فأخبروه أن السبيل مع هؤلاء لا يجوز وأمروه بردّهما ؟ فقال: