فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٨ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
خويش را با فراغت بال حفظ كند و از آن، راهى به سوى قدرت و موقعيت بهتر بازگشايد. از اين روى تلاشى گسترده را در اين راه به كار گرفت. او گفت:
اگر حكومت مرا به شام تنفيذ كند با او بيعت مىكنم. (١٣)
پيشنهاد معامله با امام(ع) به صورت زير در بسيارى از كتابهاى تاريخى نقل شده است:
معاويه به جريربن عبداللّه ـ فرستاده حضرت به سوى او براى گرفتن بيعت ـ گفت:
علىبن ابىطالب شام را در طول حيات خود به من واگذارد آنگاه كه مرگ او فرا رسيد بر عهده من بيعت كردن با فرد ديگرى را قرار ندهد، من تسليم او خواهم شد و به خلافت او گردن مىنهم.
جرير از او خواست كه پيشنهاد، كتبى و از طريق نامه به امام(ع) منتقل شود كه معاويه پذيرفت؛ ولى امام(ع) در پاسخ به نكاتى اشاره كرد كه بخشى از آن در زير مىآيد:
زمانى كه در مدينه بودم مغيرة بن شعبه به من گوشزد نمود كه معاويه را بر امارت بگمارم و من امتناع كردم. خداوند مرا نبيند كه گمراه كنندگان را بازو و مددكار بگيرم. (١٤)
«نبايعك على أنّا شركائك من هذا الأمر؛
با تو بيعت مىكنيم به شرط آن كه شريكهاى تو در امر خلافت باشيم.
امام(ع) پاسخ دادند:
نه، شما تنها در نيرو و كمك شريك باشيد و بر ناتوانى و كژى يارى نماييد.
(١٣) محمودى، نهجالسعاده، ج ١، ص ١٩٠.
(١٤) ر.ك: البداية و النهايه، ج ٨، ص ١٣٧؛ الامامة و السياسه، ج ١، ص ١١٥ ؛ امالى شيخ مفيد، ص ٨٧؛ شرح الاخبار، قاضى نعمان، ج ١، ص ٤٠٦؛ وقعةصفين، منقرى، ص ٥٢.
(١٥) نهجالبلاغه، حكمت ٢٠٢.