مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٢
جمع كرد و در نتيجه مردمسالارى دينى يك تركيب ناسازگار است.
در اين ديدگاه دموكراسى يكى از مفاهيم اجتماعى است كه در انديشه سياسى غرب شكل گرفته است. بههمين دليل تمام فرايند عقلانىكردن و سكولاركردن و سنتشكنى و تفكر اومانيستى در معانى اين واژگان اجتماعى نهفته است به گونهاى كه با بنيادهاى دينى اسلام نامتجانس و ناسازگار مىگردند.[١] در اين ديدگاه از دموكراسى به منزله يك نظام سياسى شكلگرفته در يك فرايند اجتماعى خاص سخن گفته مىشود. از اين ديدگاه، دموكراسى مانند ديگر مفاهيم اجتماعى تنها به معناى حاكميت مردم بر مردم يا مردمسالارى نيست، بلكه حاكميت عقلانيت سنتزدا و دينزدايى مردم بر مردم است. به عبارت ديگر، مبانى اومانيسم و سكولاريسم و عقلانيت دينزدا در معناى دموكراسى نهفته است.[٢]
اين استدلال با تعابير و انگيزههاى متفاوتى ارائه مىشود. گاه با انگيزه دفاع از دين و براى حفظ خلوص دين و پرهيز از التقاط از سوى برخى از نويسندگان و پژوهشگران معتقد به ايده «پيوند دين و سياست» و گاه با انگيزه دفاع علمى از دموكراسى و براى حفظ مفهوم واقعى آن و پرهيز از معادلسازىهاى به گمان آنان ناروا و غيرعلمى؛ مشابه چنين استدلالى از سوى برخى پژوهشگران آشنا به فلسفه سياسى غرب و احياناً هوادار ايده سكولاريسم نيز ارائه مىگردد.
٢- ٢. امكان مفهومى مردمسالارى دينى
صورت بندى دوم از ديدگاههاى موجود درباره مردمسالارى دينى را مىتوان در گزاره «امكان مفهومى مردمسالارى دينى» تعبير كرد. در اين ديدگاه تركيب مردمسالارى دينى، تركيبى سازگار است. اين ديدگاه، بهرغم باور به شكلگيرى مردمسالارى در سنت فكرى غرب، بر اين اعتقاد است كه اين امر مانع چنين تركيبى نيست و با رويكردهاى متفاوتى ارائه مىشود.
[١] - عبدالحسين خسروپناه، پارادوكس اسلام و دموكراسى، چكيده مقالات همايش بينالمللى دين و دموكراسى، ١٣٨٣.
[٢] - همان.