نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٢٩ - ٢٨٨ - امام عليه السّلام به مردى كه ديد او را براى زيان رساندن به دشمنش در كارى مى كوشد كه بخود زيان مى رساند (در نكوهش زيان رساندن) فرمود
٢٨٦ - از امام عليه السّلام مسافت و دورى ميان مشرق و مغرب را پرسيدند، پس آن حضرت (در تعيين مسافت بين آنها) فرموده است
(١) باندازه سير و گردش يك روز خورشيد است (اين پاسخ را جواب اقناعى گويند يعنى پرسنده را خوشنود مىگرداند و اين براى آنست كه فهم پرسنده بدرك تحقيق آن نمىرسد).
۲۸۷وَ قَالَ عليه السلام أَصْدِقَاؤُكَ ثَلاَثَةٌ وَ أَعْدَاؤُكَ ثَلاَثَةٌ فَأَصْدِقَاؤُكَ صَدِيقُكَ وَ صَدِيقُ صَدِيقِكَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّكَ وَ أَعْدَاؤُكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّ صَدِيقِكَ وَ صَدِيقُ عَدُوِّكَ.
٢٨٧ - امام عليه السّلام (در باره دوست و دشمن) فرموده است
(١) دوستانت سه و دشمنانت سه مىباشند: امّا دوستانت دوست تو، و دوست دوست تو، و دشمن دشمنت است، ٢- و امّا دشمنانت دشمن تو، و دشمن دوست تو، و دوست دشمنت مىباشند.
۲۸۸وَ قَالَ عليه السلام لِرَجُلٍ رَآهُ يَسْعَى عَلَى عَدُوٍّ لَهُ بِمَا فِيهِ إِضْرَارٌ بِنَفْسِهِ إِنَّمَا أَنْتَ كَالطَّاعِنِ نَفْسَهُ لِيَقْتُلَ رِدْفَهُ.
٢٨٨ - امام عليه السّلام به مردى كه ديد او را براى زيان رساندن به دشمنش در كارى مىكوشد كه بخود زيان مىرساند (در نكوهش زيان رساندن) فرمود
(١) تو مانند كسى هستى كه بخود نيزه فرو ميكند تا بكشد كسيرا كه پس پشت او سوار است (به سينه خودش نيزه مىزند تا از پشتش بيرون آمده به سينه سوار عقب برسد و او را بكشد، و چنين كسى كه براى ديگرى بدى انديشه كه در اوّل زيان آن به خودش برسد يا بسيار خبيث و ناپاك است و يا بىخرد و نادان).
۲۸۹وَ قَالَ عليه السلام مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الاِعْتِبَارَ.