الكشكول - الشيخ البهائي - الصفحة ٢٥٣ - في علم النافع في المعاد
طوبى لفقير رافقهم # بشرى لحزين وافقهم
يا رب يا رب كه بهائي را # آن عمر تباه ريائي را
حظى ز صداقت ايشان ده # توفيق رفاقت ايشان ده
باشد كه شود ز فنامنشان # نه اسم و نه رسم نه نام و نشان
في التوبة عن الخطايا و الانابة إلى واهب العطايا.
اي داده خلاصهء عمر بباد # وي گشته بلهو و لعب دلشاد
وى مست زجام هوا و هوس # يك ره ز شراب معاصي بس
زين بيش خطيه پناه مباش # مرغابى بحر گناه مباش
از توبه بشوى گناه و خطا # وز توبه بجوى نوال و عطا
نوميد مباش ز عفو اله # اى مجرم عاصي نامهسياه
گرچه گنه تو ز عد بيشست # عفو و كرمش از حد بيشست
عفو ازلي كه برون ز حد است # خواهان گناه فزون ز عد است
ليكن چندان در جرم مپيچ # كه مكان صلح نماند هيچ
تا چند كنى اى شيخ كبار # توبه تلقين بهائي زار؟!
گر توبهء روز بشب شكند # وين توبه بروز ديگر فكند
عمرش بگذشت بليت و عسى # در توبهء صبح شكست مسا
اى ساقى دلكش فرخ فال # دارم ز حيات هزار ملال
در ده قدحى ز شراب طهور # بر من بگشا در عيش و سرور
كه گرفتارم بغم جانكاه # زين توبهء سست بتر ز گناه
وى ذاكر خاص بلند مقام # آزرده دلم ز غم أيام
زين ذكر جديد فرحافزاي # غمهاي جهان ز دلم بزداى
مىگو با ذوق و دل آكاه # اللّه اللّه اللّه اللّه
كين ذكر رفيع همايون [١] فر # وين نظم بديع بلند اختر
در بحر غريب [٢] چه جلوه نمود # درهاى فرح بر خلق گشود
[١] همايون: مبارك و خجسته و نام معشوقه هماى است و قصة هما و همايون مشهور است.
[٢] بحر غريب در اصطلاح عروض در اصل فاعلاتن فاعلاتن مستفعلن بود دو بار.