ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٥٢٣ - فصل سوم تشريح وريد اجوف و رشتههاى بالا آمده از آن
مىشود وقتى به غضروف خنجرى مىرسد، دستهاى از آن به سوى ماهيچه متراكمِ حركت دهنده شانه مىرود و در آن پراكنده مىگردد، و دستهاى ديگر به سوى پايين، زير ماهيچه مستقيم [١] مىرود و رشتههايى در آن پراكنده مىسازد، و انتهاى رشتههاى آن به رشتههايى كه از استخوان خاجى بالا آمده پيوند مىخورد كه به زودى درباره آن سخن خواهيم گفت.
ادامه هر يك از آن دو رشته كه زوجى را تشكيل مىدهند هر فرد از آن، پنج شاخه از خود به جا مىگذارد:
١. شاخهاى در سينه پراكنده مىگردد و چهار دنده فوقانى را تغذيه مىنمايد؛
٢. شاخهاى در محل دو شانه پراكنده مىگردد و آن را تغذيه مىنمايد؛
٣. شاخهاى به سوى ماهيچههاى فرو رفته در گردن مىرود تا آنها را تغذيه نمايد؛
٤. شاخهاى در شكاف شش مهره بالايى گردن وارد مىشود و با عبور از آن به سوى سر مىرود؛
٥. شاخهاى بزرگ كه بزرگترين آنهاست از هر طرف به سوى زير بغل مىرود و به رشتههاى چهارگانهاى تقسيم مىگردد:
١. رشته اول در ماهيچههاى روى استخوان جناغ پراكنده مىگردد و آن از ماهيچههايى است كه مفصل شانه را حركت مىدهد؛
٢. رشته دوم در گوشت نرم [٢] و در پردههاى صفاقى زير بغل پراكنده مىگردد؛
٣. رشته سوم بر جانب سينه به سوى سطح مراق پايين مىرود؛
٤. رشته چهارم كه بزرگترين آنهاست و به سه شاخه تقسيم مىشود:
١. شاخهاى در ماهيچههاى واقع در فرورفتگى شانه پراكنده مىگردد؛
٢. شاخهاى در بين ماهيچه بزرگ واقع در زير بغل پراكنده مىگردد؛
[١] ماهيچه راست بر طول شكم قرار دارد.
[٢] مقصود غده زير بغل مىباشد.