ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣٣٧ - بلغم
٣. بلغم آبكى، بلغمى كه بسيار رقيق است [١]؛
٤. بلغم جصّىّ، بلغمى كه بسيار غليظ مىباشد، و آن بلغم سفيدى، كه گچى ناميده شده است، [٢] زيرا بخش لطيف آن به علت زيادى ماندن در مفاصل و منفذهاى بدن، تحليل رفته، (و بخش غليظ و پر تراكم آن به جا مانده است) اين بلغم، غليظترين] سفيدترين [نوع بلغم محسوب مىشود؛
٥. بلغم مالح، از انواع بلغم غير طبيعى (به لحاظ طعم) صنف بلغم شور است، و آن از گرمترين و خشكترين و خشك زاترين نوع بلغم است و سبب پيدايش هر شورى (از آن جمله بلغم شور)، آميزش به اعتدال رطوبت آبكى كم مزه يا بىمزه با اجزاى زمينى سوخته خشك مزاج و تلخ مزه مىباشد، و اگر اين آميزش از اعتدال (در مقادير) فراتر رود، تلخ مزه مىگردد؛ و بر همين منوال، املاح معدنى و آبهاى شور به وجود مىآيد. و در صنعت نيز مىتوان نمك را از خاكستر و زاج و آهك و غير آن توليد نمود، بدين صورت كه اين مواد را در آب پخته، سپس صاف نموده و آن قدر مىجوشانند تا نمك گردد، و يا آن را به حال خود رها مىكنند، تا به شكل نمك بسته شود.
همچنين هرگاه بلغم رقيق بىمزه (بلغم تفه)، يا كم مزهاى كه غلبه ندارد، با صفراى سوختة تلخ با طبيعت خشك، به اعتدال [٣] آميخته گردد، به نمك تبديل گرديده و ايجاد گرمى مىنمايد؛ و اين همان بلغم صفراوى، مىباشد. [٤]
حكيم فاضل جالينوس، معتقد است: اين بلغم در اثر عفونت يا اختلاط با مائيت، شور گرديده، و ما مىگوييم: عفونت به سبب پيدايش سوختگى و خاكستر در آن، با آميختن با رطوبت بلغم، باعث شورى بلغم مىگردد.
[١] اين نوع بلغم به لحاظ رقت زياد، به آب شباهت دارد، و لذا از همه اقسام بلغم، سردتر و نفوذ پذيرتر در اعضا مىباشد.
[٢] اين بلغم از حيث رنگ و غلظت مانند گچى است كه با آب مخلوط شده باشد و با اين كه رنگ بلغم، سفيد است، اين نوع بلغم به لحاظ شدت سفيدى به بلغم گچى نامگذارى شده است.
[٣] اگر اعتدال در مقدار نباشد و درصد صفراء بيشتر باشد، بلغم شور به وجود نمىآيد بلكه صفراى محّيّه (از اقسام صفراء) به دست مىآيد.
[٤] به طبيعت صفراء متمايل است، لذا گرمترين نوع بلغم مىباشد.