ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣١٢ - «اعتبارات هشتگانه مزاج»
را خشكتر از اعتدال مىگرداند، [١] و مزاج سردتر از اعتدال بدن را به رطوبت بيگانه، مرطوبتر از اعتدال مىگرداند، [٢] و مزاج خشكتر از اعتدال، به سرعت بدن را سردتر از اندازه اعتدال مىگرداند، [٣] و مزاج مرطوبتر، اگر ترى آن بسيار زياد باشد، نسبت به مزاج خشكتر زودتر بدن را به سردى مىكشاند و اگر ترى آن زياد نباشد، بدن مدت زمان بيشترى (نسبت به مزاج خشكتر) بر اعتدال (در گرمى و سردى) باقى مىماند، ولى در آخر آن را نيز سردتر از اعتدال مىگرداند. [٤]
از اين بيان دانستيد [٥] كه اعتدال مزاج انسان و حفظ تندرستى آن [٦] با گرمى، تناسب بيشترى تا سردى دارد. اين بود مزاجهاى چهارگانه مفرد.
مزاج نامعتدل مركب كه در دو كيفيت متضادّ، برابر مزاج معتدل قرار دارد، بر چهار
قسم است:
١. مزاج گرمتر و مرطوبتر از آنچه سزاوار است؛
٢. مزاج گرمتر و خشكتر از آنچه سزاوار است؛
[١] زيرا گرمى زياد باعث تحليل بدن و طبعا به دنبال آن خشكى بدن مىباشد؛ مانند: تب دق كه در ابتدا بيمارى گرم ساده است، سپس در اثر گرمى تب، رطوبتهاى بدن از بين مىرود و باعث خشكى مزاج آن مىشود و به بيمارى گرم و خشك تبديل مىگردد.
[٢] زيرا سردى بيش از اندازه، باعث كاهش گرمى در بدن شده و خامى اخلاط را به دنبال دارد، و در نتيجه با ناتوانى در گوارش، رطوبت بيگانه بر بدن چيره مىگردد.
[٣] زيرا خشكى زياد در بدن موجب كاهش رطوبت غريزى كه سبب گرمى است، مىگردد و در نهايت بدن به سردى مىگرايد.
[٤] زيرا خشكى به ذات خود، اقتضاى كاهش ماده گرمى (رطوبت غريزى) مىنمايد، لذا در مدت زمان كمترى بدن سرد مىگردد ولى ترى اگر زياد نباشد، به ذات خود توان نابودى گرمى را ندارد و با اختلال در گوارش، باعث كاهش گرمى مىگردد، لذا مزاج، مدت زمان بيشترى بر اعتدال خود، باقى مىماند.
[٥] اين كه حيات و صدور اعمال حياتى بر حرارت، توقف دارد و ضرورت گرمى براى تندرستى و اعتدال مزاج، امرى بديهى است از عبارات گذشته چنين برداشتى نمىشود، ليكن درباره گرمى و سردى خارج از اعتدال مىشود از عبارت گذشته آن را دانست، از اين كه گرمى باعث ايجاد كيفيت دوم يعنى خشكى مىشود و آن با اعتدال تنافى چندانى ندارد و علاوه بر آن خشكى باعث ايجاد سردى و در نتيجه اعاده اعتدال مزاج مىگردد در صورتى كه سردى چنين نيست، بلكه باعث ايجاد رطوبت بيگانه متنافى جدى با اعتدال مزاج مىگردد.
[٦] عطف تندرستى بر اعتدال مزاج، توضيحى است؛ زيرا تندرستى همان اعتدال مزاج است كه نزد مردم شهرت بيشترى دارد.