ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٤٣ - (ماهيچههاى بستن دهان)
اين دو ماهيچه (براى بستن دهان) از بافت نرمى برخوردار است، زيرا (عصب آن) به سرمنشأ خود- يعنى مغز كه از جسمى در نهايت نرمى تشكيل شده- نزديك مىباشد، بين آن دو و مغز چيزى جز يك استخوان حايل نمىباشد، بنا بر اين (نرمى) و بيم مشاركت مغز با اين دو ماهيچه در آسيبها كه بسا [١] عارض گردد يا دردهايى (براى گيجگاه) اتفاق افتد تا آنجا كه عارض شده، منجر به سرسام [٢] و مانند آن از بيمارىها [٣]، گردد [٤] لذا آفريدگار سبحان آن دو [٥] را از سر آغاز و سرچشمه خود از مغز در پوشش دو استخوان زوج، پنهان نموده و عبور داده آن دو را مسافتى شايسته در كانال و پناهگاهى طاق [٦] مانند كه از دو استخوان زوج و از پيچ خمهاى سوراخ منفذ آن شكل گرفته و جوانب آن كانال، دو ماهيچه (عصب) را تا گذر كردن [٧] از استخوان زوج پوشانده تا اين كه بافت آن به تدريج (با درازى مسافت) سفت شود و از رويشگاه نخستين خود اندك اندك دور گردد.
براى هر يك از اين دو ماهيچه وتر بزرگى به وجود آمده كه بر كناره فك پايينى مشتمل مىباشد، پس هرگاه وتر دچار انقباض گردد فك را بالا مىبرد (و دهان بسته مىگردد).
دو ماهيچه كه از درون دهان عبور نموده و به سوى فك پايين سرازير مىشود (در بستن دهان)، اين دو ماهيچه (گيجگاهى) را يارى مىنمايد، آنها در دو فرو رفتگى (در هر جانب از فك) قرار دارند [٨]، زيرا بالا كشيدن شىء سنگين، تدبير در يارى طلبيدن نيروى زيادى را مىطلبد.
[١] در نسخههاى تهران و شرح آملى و جيلانى (عسى) مىباشد كه (بسا) ترجمه شد و در نسخه بولاق (غشى) مىباشد كه نتيجه آسيب به گيجگاه مىباشد كه در پاورقى بعد بدان اشاره شده است.
[٢] اختلاط دماغى.
[٣] مانند تبها، سكته، سرگيجه، تشنج و «غشى» و ....
[٤] به خاطر اين تقارن چه بسا ضربه اندكى به گيجگاه باعث مرگ گردد.
[٥] مقصود دو عصب ماهيچه در دو گيجگاه مىباشد.
[٦] طاق ترجمه واژه ازج مىباشد و طبق لغت مىتوان آن را بنا و خانه طويل نيز معنا كرد براى افاده اين معنا واژه كانال به كار برده شد.
[٧] مجاوزة از نسخه تهران ترجمه شد.
[٨] تا اين كه در دهان برآمدگى بزرگى نمايان نگردد.