ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣٣٢ - اصناف رطوبتهاى ثانوى و غير زايد
اين كه (به كمك طبيعت بدن) به خلط پسنديده تبديل گردد، كه به ندرت چنين اتفاقى مىافتد، و لذا بايد پيش از آن (تبديل به خلط پسنديده) از بدن دفع و بيرون ريخته گردد.
رطوبتهاى موجود در بدن
مىگوييم: رطوبتهاى بدن، بخشى رطوبتهاى اولى است، و بخش ديگر رطوبتهاى ثانوى. رطوبتهاى اولى، همان اخلاط چهارگانه موضوع بحث، مىباشند.
رطوبتهاى ثانوى نيز دو گونه است: رطوبتهاى زايد و رطوبتهاى غير زايد؛ رطوبتهاى زايد بدن را در مباحث آينده يادآور مىشويم. [١]
رطوبتهاى ثانوى و غير زايد بدن آن است كه از حالت ابتدايى (خلطى) استحاله يافته و در بافت اعضا نفوذ نموده [٢]، ولى بطور كامل جزء بافت عضوى از اعضاى مفرد بدن قرار نگرفته است.
اصناف رطوبتهاى ثانوى و غير زايد
رطوبتهاى ثانوى (مرحله دوم) در بدن چهارگونه مىباشد:
١. رطوبتى كه در فضاهاى خالى اطراف مويرگهاى غذارسان به اعضاى اصلى بدن، محصور مىباشد [٣]؛
٢. رطوبتى كه بين اعضاى اصلى بدن، همانند شبنم پراكنده است، [٤] و هرگاه بدن غذاى مورد نياز خود را از دست دهد، اين رطوبت آمادگى تبديل شدن به غذا براى بدن را دارد و علاوه بر اين هرگاه اعضاى بدن بر اثر حركت شديد يا علت ديگرى، خشك گردد، اين رطوبت باعث نم دهى بدان اعضا مىگردد؛
[١] رطوبتهاى زايد، مانند عرق و مخاط در آخر فصل دوم مورد بحث قرار مىگيرد.
[٢] مقصود از نفوذ در بافت اعضا، قابليت آن است، زيرا اگر نفوذ در عضو تحقق يافته باشد قسم اول و دوم رطوبتهاى غير زايد از محل بحث خارج مىشود و اگر مقصود از آن نفوذ در مجارى اعضا باشد رطوبتهاى زايد نيز داخل بحث مىگردد.
[٣] اين قسم از رطوبتهاى غير زايد، نزديكترين آنها به اخلاط مىباشد، لذا گروهى از طبيبان آن را خلط دانستهاند.
[٤] دليل پراكندگى اين رطوبت بين اعضا، دسترسى سريع بدان است در صورتى كه عضو فاقد غذا گردد.