ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٥٤٠ - فصل سوم نيروهاى طبيعى خدمت رسان
قوه مصوّر (شكل دهنده) نيروى شكل دهنده كه به فرمان آفريدگار خطكشى و شكل دهى [١] و ميان تهى كردن، سوراخ قرار دادن، ايجاد نرمى و زبرى و قرار دادن اعضا در موقعيتهاى مختلف و ايجاد مشاركت بين اعضا با يكديگر را به عهده دارد، بطور كلى همه افعالى كه به تعيين نهايى مقادير هر عضو از بدن وابسته است، از اين نيرو ناشى مىگردد.
نيروى خدمت رسان به اين نيرو كه براى بقاى نوع انسان در غذا تصرّف مىكند، دو نيروى غاذى و نامى مىباشد.
فصل سوم: نيروهاى طبيعى خدمت رسان
از نيروهاى طبيعى كه تنها وظيفه خدمت رسانى دارند- يعنى خدمت رسانانِ نيروى غذادهنده بدن- چهار نيرو مىباشند: ١. جاذبه؛ ٢. ماسكه؛ ٣. هاضمه؛ ٤. دافعه.
نيروى جاذبه، آفريده شده تا آنچه را كه براى بدن نافع [٢] است جذب نمايد و اين (عمل جذب) به وسيله بافت دراز رشتهاى عضو [٣] كه اين نيرو در آن است، انجام مىگردد.
نيروى ماسكه، آفريده شده تا آنچه را كه براى بدن نافع است، مدت زمانى كه نيروهاى تغييردهندة [٤] تغذيه كننده [٥] در آن تصرّف نمايند نگه دارد و اين (عمل امساك) به وسيله بافت رشتهاى مايل انجام مىگيرد كه بسا توسط بافت رشتهاى پهن يارى مىگردد.
نيروى هاضمه، تغييردهنده آنچه نيروى جاذبه كشانده و نيروى ماسكه آن را نگهداشته [٦] مىباشد و مواد غذايى را براى كنش نيروى مغيّره در آن آماده مىگرداند و
[١] عضوى كج يا راست يا مدوّر باشد.
[٢] نافع براى بدن شامل نافع مشهود، نافع مظنون و نافع حقيقى (نفس الامرى). (شرح جيلانى، ص ٣٤٦)
[٣] پيشتر در آموزش پنجم مبحث اعضاى ليفى بدن توضيح داده شده كه عمل جذب توسط بافت ليفى دراز صورت مىگيرد.
[٤] معناى لغوى منظور است تا شامل هاضمه نيز باشد.
[٥] در نسخه بولاق «الممتازه» مىباشد كه مناسب سياق نيست، لذا «الممتاره» از نسخه آملى و جيلانى در ترجمه مورد استفاده قرار گرفت.
[٦] از اين تعبير روشن مىشود كه نيروى جاذبه و ماسكه نيز به يك اعتبار خدمت رسان نيروى هاضمه شمرده مىشوند.