ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣٧٨ - اعضاى ليفى بدن و چگونگى حركت آنها
اما اعضاى در سينه (احشاى فوقانى) مانند: پرده حاجز، [١] وريدها، شريانها، و ريه، منشأ رويش پردههاى آنها غشاى آسترى دندهها (پرده جنب) مىباشد. اما آنچه در شكم (احشاى تحتانى) از اعضا و رگها قرار دارد، منشأ رويش پردههاى آنها پرده صفاق [٢] آسترى عضلات شكم مىباشد. [٣]
اعضاى ليفى بدن و چگونگى حركت آنها
همه اعضاى گوشتى بدن يا از بافتى ليفى (رشتهاى) برخوردار مىباشند، [٤] مانند: گوشت در عضلات، و يا در آن، رشتهاى وجود ندارد، [٥] مانند: كبد و هيچ حركتى از سوى اندام (رشتهاى) انجام نمىگردد مگر به كمك رشته، اما حركتهاى ارادى (مثلًا حركت دست) به سبب رشته عضلات آن عضو و حركتهاى طبيعى بدن (غير ارادى) مانند: حركت رحم، [٦] و رگها يا حركتهاى تركيبى (از ارادى و غير ارادى) مانند: حركت بلعيدن غذا، به كمك شكلهاى خاصى از رشته [٧] تحقق مىپذيرد، از قبيل رشته دراز، رشته عريض، و
[١] لايه نازكى كه از غضروف خنجرى (انتهاى جناغ) به سمت مهرههاى سينه در پشت كشيده مىشود بدان حجاب حاجز اطلاق مىشود زيرا بين اندام تنفسى و اندام گوارشى حايل مىگردد، مؤلف مفرّح القلوب، ص ١١٩ مىگويد: «اين حجاب حاجز را جمهور ديافرغما نامند ... و بعضى حجاب حاجز را از عضله مىشمارند» ولى آملى شارح قانون بين حجاب حاجز و ديافراگم تمايز قايل است و مىگويد: از پرده دندهاى (جنب) دو پرده منشأ مىگيرد: ١. پرده حجاب حاجز كه تعريف آن گفته شد؛ ٢. پرده ديگرى كه از ترقوه به سمت غضروف خنجرى پايين مىآيد و سينه را به دو نيمه تقسيم مىنمايد و در قدام به استخوان جناغ پيوند مىخورد سپس از آنجا به صورت دو نيمه اندكى نزول مىيابد و آن فاصله بيشتر مىگردد تا قلب را در برگرفته سپس اين دو نيمه در پشت به مهرههاى سينه متصل مىشوند، اين پرده افراغما ناميده مىشود (شرح آملى، ج ١، ص ١٨٥).
[٢] صفاق، پردهاى مفروش بر شكم از بالا متصل به پرده حاجز بوده و تا استخوان عانه در لگن امتداد مىيابد و از دو طرف نيز به عضلات پهلو متصل مىباشد اين پرده در ابتدا ضخيم و تا به استخوان عانه مىرسد نازك مىگردد، در خلاصه آناتومى اسنل به هر دو لايه جدارى و لايه احشايى صفاق اطلاق مىشود كه در اين بيان جدا بوده و يكى محل رويش براى ديگرى تصوّر گرديده است.
[٣] اين نظريه طبيبان مىباشد كه پردههاى احشايى از دو پرده (جنب و صفاق) رويش مىيابند، ولى برخى معتقدند كه اين پردهها صرفاً به اين مبادى متصل مىباشند؛ مانند: اتصال اعضا به يكديگر.
[٤] يعنى بافت آشكار آن از جنس رشته و ليف مىباشد.
[٥] يعنى بافت آشكار آن از جنس رشته نمىباشد.
[٦] حركت رحم در جذب منى و امساك آن و دفع جنين از خود مىباشد.
[٧] رشتههاى منسوج در اعضا، نسبت به هيئت عضو سه گونه مىباشند. ١. رشته دراز (طويل)، كه به صورت موازى با محور عضو مىباشد. ٢- رشته عريض، كه در عرض محور عضو قرار دارد. ٣. رشته مايل (پَر شكل) كه نسبت به محور عضو مورّب و كج مىباشد.