ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٥٢٧ - فصل چهارم تشريح وريدهاى دست
١. حبل ذراع، [١] رگى كه بر سطح زند بالا امتداد دارد، سپس به طرف خارجى متمايل
به برآمدگى زند زيرين كشيده مىگردد و در پايين بخشهاى خارجى از مچ دست
پراكنده مىشود؛
٢. رگ دوم به طرف محل خميدگى آرنج در سطح ساعد رو مىآورد و با رشتهاى از وريد زير بغلى آميخته مىشود، پس از مجموع آن دو وريد اكحل [٢] تشكيل مىگردد؛
٣. رگ سوم در عمق (بازو) فرو مىرود [٣] و آن نيز در عمق با رشتهاى از وريد زير بغلى آميخته مىگردد.
وريد زير بغلى، [٤] اول چيزى كه از آن منشعب مىگردد، رشتههايى است كه در عمق بازو فرو مىروند و در بين ماهيچههاى موجود در آنجا پراكنده مىگردند و در آن ناپديد مىشوند، مگر رشتهاى كه به ساعد مىرسد.
هرگاه وريد زير بغلى به نزديكى مفصل آرنج رسيد، به دو رشته تقسيم مىگردد: يك رشته در عمق فرو مىرود و به رشته عمقى از وريد قيفال متصل مىشود و اندكى با آن همراه مىگردد، سپس از هم جدا مىشوند، يكى رو به پايين به جانب داخلى فرود مىآيد تا به انگشت كوچك و انگشترى و نيمى از انگشت ميانى مىرسد و ديگرى رو به بالا مىرود و در بخشهاى خارجى دست كه با استخوان در تماس است، توزيع مىگردد.
رشته دوم از دو رشته زير بغلى نزد ساعد به شاخههاى چهارگانه تقسيم مىگردد:
[١] وريد ساعد، وريد ميانى ساعد (Median Vein of the Forearm( وريد كوچكى است كه از كف دست شروع مىشود و در قدام ساعد صعود مىكند اين وريد به وريد بازيليك يا وريد مديان كوبيتال مىريزد و يا به دو شاخه تقسيم مىشود كه يكى به نام وريد مديان بازيليك و به وريد بازيليك مىريزد و ديگرى تحت عنوان وريد مديان سفاليك به وريد سفاليك تخليه مىشود. (ضروريات آناتومى اسنل، ص ٢٠٢)
[٢] وريد وسط زند، وريد مديان كوبيتال (Median Cubital Vein( وريدهاى سفاليك و بازيليك را در حفره كوبيتال با يكديگر مرتبط مىكند. (ضروريات آناتومى اسنل، ص ٢٠٢) وريد اكحل به نامهاى ديگرى چون نهر بدن، و وريد اوسط به دليل توسعه آن بين وريد قيفال و باسليق ناميده مىشود. اكحل به سريانى كحلاوس ناميده مىشود. آن را اكحل گويند، زيرا به دليل زيادى خون در آن به رنگ كحل (كبود) ديده مىشود. (نقل از حكيم جيلانى، ص ٣٣٢)
[٣] از وريدهاى عمقى همراه با شريان.
[٤] وريد زير بغلى (Axillary Vein(.