ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٥٧ - (ماهيچههاى منقبض كننده و منبسطكننده سينه)
از ماهيچه منبسطكننده باشد، زيرا در حقيقت فضاى بين دو دنده را چهار ماهيچه [١] تشكيل مىدهند، گرچه (در نگاه سطحى) يك ماهيچه گمان مىشود، چرا كه آنچه تصور مىشود يك ماهيچه است از رشتههاى مورب بافته گرديده (بدين گونه كه) بخشى از آن آسترى (داخلى) مىباشد و بخش ديگر پوشاننده آن (خارجى) و بخش پوشاننده، قسمتى بعد از انتهاى غضروفى دنده قرار دارد و قسمت ديگر بعد از انتهاى سخت دنده قرار دارد [٢] و رشتههاى آسترى [٣] همهاش متفاوت با رشتههاى پوشاننده قرار دارند، و آنچه (از رشتههاى آسترى) به انتهاى غضروفى دنده قرار دارد، همهاش مخالف است با آنچه در انتهاى ديگر واقع مىباشد، اكنون كه شكل رشتهها چهارگونه مىباشد، پس سزاوار است كه اين ماهيچهها نيز چهار عدد باشند.
ماهيچههايى [٤] كه در رو قرار داده شدهاند، منبسطكننده [٥] و ماهيچههايى [٦] كه در زير قرار داده شدهاند منقبض كننده مىباشند، بر اين اساس همه ماهيچههاى سينه، هشتاد و هشت عدد [٧] مىباشند.
دو ماهيچه كه از استخوان ترقوه به سوى سر شانه مىآيند، ماهيچههاى سينه را كمك مىكنند، اين دو ماهيچه (از چپ و راست) به دنده اول سينه متصل مىگردند و آن را به سمت بالا مىبرند، بدين ترتيب در انبساط سينه مشاركت مىنمايند. [٨]
[١] فاصله بين دندهها را فضاى بين دندهاى مىنامند، هر فضا داراى سه عضله تنفسى (و يك عضله داخلىتر) مىباشد: ١. عضله بين دندهاى خارجىIntercostal External ؛ ٢. عضله بين دندهاى داخلىIntercostal Internal ؛ ٣. عضله عرضى سينهThoracis Transversus ؛ ٤. عضله بين دندهاى داخلىترIntercostal Innermost . )ضروريات آناتومى اسنل، ص ٩٨)
[٢] يعنى انتهاى دندهها كه به مهرههاى پشت متصل است.
[٣] رشتههاى آسترى نيز مانند رشتههاى پوشاننده، دو گونه مىباشند ليكن هر دو گونه در وضعيتى مخالف با پوشاننده قرار دارند.
[٤] يعنى ماهيچههاى پوشاننده (خارجى).
[٥] با كشيدن دنده به سوى خارج.
[٦] يعنى ماهيچههاى آسترى (داخلى).
[٧] زيرا تعداد ميان دندهها ٢٢ عدد مىباشد و از ضرب ٤ ماهيچه بين دندهاى در ٢٢، عدد هشتادوهشت به دست مىآيد.
[٨] برخى بر ابن سينا خرده گرفتهاند كه چرا درباره تشريح عضلات حركت دهنده كتف در اين كتاب و در كتاب شفا سخن به ميان نياورده است، حكيم جيلانى مىگويد: نسخههاى كتاب قانون متفاوت است در يك نسخه قديمى از قانون پس از عبارت اخير (فتعين على انبساط الصدر) در تشريح ماهيچههاى كتف (شانه) دارد:
«ما يختصّ بتحريك الكتف سبعة ازواج ... ماهيچههايى كه به حركت دادن كتف اختصاص دارند هفت زوج مىباشند- دو زوج از پس استخوان سر، رويش مىيابند، يكى به بالاى كتف پيوند مىخورد و به سوى استخوان ترقوه پيش مىرود، عمل اين ماهيچه حركت دادن كتف به سوى بالا مىباشد، با انحراف آن به سمت سر، ديگرى به ريشه (پايين) كتف پيوند مىخورد و آن را به ازاى سر بالا مىبرد.- يك زوج ديگر نيز از سوى مهره اول گردن مىآيد و به بالاى كتف پيوند مىخورد و آن را به گردن نزديك مىنمايد- زوج چهارم از استخوان لامى رويش مىيابد، آن نيز به بالاى كتف متصل مىگردد، و آن را به سوى بالا حركت مىدهد- دو زوج ماهيچه از زوايد خارى مهرههاى سينه و گردن رويش مىيابند و كتف را به سوى عقب و پايين حركت مىدهند- زوج هفتم از مهره كمر رويش مىيابد و كتف را به سوى پايين و جلو با رفتن به عقب مىكشد.» حكيم جيلانى در ادامه مىگويد: خدا مىداند اين بخش از تشريح از ملحقات خود شيخ الرئيس است يا از طرف شخص ديگرى اضافه گرديده است ... (شرح جيلانى، ص ٢٧٤) لازم به ذكر است كه اين بخش از تشريح در ترجمهاى قديمى از قانون نيز موجود مىباشد.