ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٤٠ - فصل هفتم تشريح ماهيچههاى لب
(از دو طرف) دچار انقباض گردد، دهان تنگ و به سوى جلو آشكار مىگردد (غنچه مىگردد و اين رشته) مانند بند كيسه نسبت به كيسه عمل مىنمايد؛
٣. منشأ رشته سوم از نزد زايده اخرم در شانه آغاز مىگردد [١] تا اين كه بالاى پيوندگاه آن ماهيچه [٢] متصل مىشود و لب را همگون و يك نواخت به دو طرف مايل مىگرداند [٣]؛
٤. منشأ رشته چهارم از خارهاى مهره گردن [٤] مىباشد كه به موازات دو گوش عبور مىنمايد و به انتهاى گونه [٥] پيوند مىخورد و باعث حركت آشكار گونه مىگردد كه به دنبال آن لب (بالا) نيز حركت مىنمايد، بسا اين رشته در برخى از انسانها به بيخ
گوش بسيار نزديك بوده و در نتيجه (انتهاى ماهيچه) بدان پيوند مىخورد و باعث حركت گوش مىگردد. [٦]
فصل هفتم: تشريح ماهيچههاى لب
از ماهيچههاى لب- چنانچه گفتيم- ماهيچهاى است كه با گونه مشترك مىباشد و از ماهيچههاى اختصاصى لب چهار ماهيچه مىباشد: دو ماهيچه [٧] از بالاى سمت رخسار مىآيد و به نزديكى انتهاى لب (فوقانى) متصل مىگردد و دو ماهيچه از جانب پايين (چانه) مىآيد [٨] و براى حركت دادن لبها تنها اين چهار ماهيچه كافى است، زيرا هرگاه يكى از آنها حركت كند، لب را به آن جانب حركت مىدهد و هرگاه دو تا ماهيچه از دو
[١] در حالى كه بالا مىآيد از دو طرف گردن عبور مىكند.
[٢] آن بخش از ماهيچه كه پيش از اين گفته شد.
[٣] لذا با جمع شدن آن دو رشته، خنده به وجود مىآيد و با جمع شدن يكى از آن دو، حالت لقوه دست مىدهد.
[٤] مهره دوم گردن.
[٥] كه دو استخوان رخسار مىباشد (نسخه شرح آملى ص ٢٥٣) و در نسخه بولاق و تهران اجزاى گونه دارد.
[٦] لذا بعضى از افراد مىتوانند گوشهاى خود را تكان دهند، و بيشتر كسانى كه گردن بلندى دارند و موضع گوش آنان پايين است چنين توانى مىباشد.
[٧] هر يك از سمت چپ و راست.
[٨] به انتهاى لب پايين متصل مىگردد.