ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣١٣ - مزاجهاى ساده و مادى
٣. مزاج سردتر و مرطوبتر از آنچه سزاوار است؛
٤. مزاج سردتر و خشكتر از آنچه سزاوار است.
مزاج گرمتر و سردتر با هم قابل جمع نمىباشد، و همچنين مزاج مرطوب تر
و خشكتر.
مزاجهاى ساده و مادى
هر يك از مزاجهاى نامعتدل هشت گانه از دو حال بيرون نمىباشد:
١. مزاج بىماده (ساده): اين مزاج نامعتدل، تنها كيفيتى را در بدن ايجاد مىكند، بدون اين كه با نفوذ خلطى (ماده) كه داراى مزاجى است، در بدن ايجاد آن مزاج كرده باشد؛ مانند: گرمى در اثر بيمارى دقّ و سردى در اثر سرمازدگى؛
٢. مزاج با ماده: اين مزاج نامعتدل، در اثر مجاورت و نفوذ خلطى كه باعث غلبه مزاج خود است، در بدن ايجاد مىگردد؛ مثلًا بدن انسان، به سبب بلغم زجاجى، سرد گردد يا به سبب صفراى كرّاثى، گرم گردد. [١]
در آينده در اثناى مباحث كتاب سوم (بيمارىهاى جزيى) و در كتاب چهارم (بيمارىهاى عمومى) براى تك تك مزاجهاى شانزده گانه مثالهايى از بيمارىهاى مىيابيد. [٢]
[١] سوءمزاج مادى، در اثر غلبه يا فساد خلط در بدن به وجود مىآيد، ولى گاه در اثر وجود آب يا باد، بدن دچار سوءمزاج مادى مىگردد.
[٢] مزاجهاى خارج از اعتدال فرضى (اصطلاحى طبى) كه از آنها به سوء مزاج تعبير مىكنند طيف گستردهاى از بيمارىهاى مفرد را تشكيل مىدهد كه در كنار سوء تركيب و تفرق اتصال، يكى از اجناس (سرشاخه) بيمارىهاى مفرد مىباشد.
مزاجهاى خارج از اعتدال، شانزده گونه تصور مىشود كه براى برخى موارد بيمارى نادر مىباشد و بعضى وقوع خارجى آنها را ناممكن دانستهاند، ابن سينا مىگويد: براى تك تك مزاجهاى نامعتدل در كتاب سوم (امراض جزيى) و كتاب چهارم (امراض كلى) مثالهايى از بيمارىها بيان مىگردد.
(سوء مزاج مفرد ساده) ..... (سوء مزاج مفرد مادى) ١. سوء مزاج گرم، مانند: سردرد احتراقى ..... ٥. سوء مزاج گرم، مانند: نار فارسى، برخى تبها ٢. سوء مزاج سرد، مانند: سرمازدگى ..... ٦. سوء مزاج سرد، مانند: تهبّج اطراف (دست و پا) ٣. سوء مزاجتر، مانند: ترهّل ابتدايى ..... ٧. سوء مزاجتر، مانند: استرخاى مفصلى ٤. سوء مزاج خشك، مانند: تشنّج استفراغى ..... ٨. سوء مزاج خشك، مانند: شقاق پاشنه (سوء مزاج مركب ساده) ..... (سوء مزاج مركب مادى) ٩. گرم وتر، مانند: سر درد استحمامى ..... ١٣. گرم وتر (دموى)، مانند: تب دموى ١٠. سرد وتر، مانند: ترهّل مستحكم ..... ١٤. سرد وتر (بلغمى)، مانند: فالج ١١. گرم و خشك، مانند: دقّ ..... ١٥. گرم و خشك (صفراوى)، مانند: غِب ١٢. سرد و خشك، مانند: خشكى مغز از بىخوابى ..... ١٦. سرد و خشك (سوداوى)، مانند: سرطان (گزيده از شرح آملى، ص ٨١ و ٣٧٨)