ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٣٣ - فصل سىام تشريح استخوان گام
كار نگه داشتن (در ايستادن) و در خود گرفتن آسيب جدى وارد مىنمايد،
چنان كه به عكس، نبود هر گونه روزنه و خلل نيز بدين امر آسيب وارد مىنمايد،
زيرا جا براى هرگونه باز شدن و انعطاف متعادل و ملايم را سلب مىگرداند و دانسته
شد كه در خود گرفتن به تعداد زياد استخوان و كوچك بودن ابعاد آنها مناسبتر است و
روى پاى ايستادن و سنگينى را تحمل كردن به تعداد كمتر و بزرگى ابعاد استخوانها مناسبت بيشترى دارد.
استخوان كف پا از پنج استخوان آفريده شده است تا به هر يك از آنها يك انگشت پيوند داده شود، زيرا استخوان انگشتان پا در يك رديف كنار هم چيده شدهاند [١]، چرا كه نياز در آنها به استحكام (براى ايستادن) بيشتر است تا به نگهداشتن و در خود گرفتن كه اين دو در انگشتان دست مقصود مىباشد. [٢]
انگشتان پا به جز انگشت شست از سه بند استخوان (سلاميات) و انگشت شست از دو بند استخوان تركيب شده است.
در حد كفايت درباره استخوانهاى بدن سخن گفتيم، پس هرگاه همه استخوانهاى بدن را شماره كنيم به جز استخوانهاى كنجدى (سمسمانى) و استخوان لامى- شبيه به لام در نوشتن يونانى- [٣] دويست و چهل و هشت (٢٤٨) عدد مىباشد [٤]
[١] بر خلاف استخوان انگشتان دست كه كنار هم در يك رديف قرار ندارند.
[٢] در انگشتان دست بر عكس است و نياز به گرفتن و برداشتن اشيا بيشتر است؛ لذا انگشتان با فاصله قرار دارند.
[٣] استخوانى در حنجره كه رباطٌّهاى عضله حنجره از آن منشأ مىگيرد.
استخوان لامى، استخوانى منفرد در خط ميانى گردن و بالاى حنجره قرار دارد اين استخوان به شكل (U( مىباشد. (گزيده از ضروريات آناتومى اسنل، ص ٢٣)
[٤] اين تعداد بنابر احتساب دو سر كتفها (قلة الكتف) به عنوان دو استخوان مستقل مىباشد.