ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٥٤٥ - (چهار كيفيت خدمت رسان نيروهاى طبيعى)
نياز نيروى دافعه به خشكى از نياز دو نيروى جاذبه و ماسكه كمتر است، زيرا نيروى دافعه به اندازه نيروى ماسكه به قبض نيازى ندارد و به اندازه نيروى جاذبه به ثبات و قبض و نگه دارى بر شىء جذب شده به سبب امساك جزيى از ابزار تا جزء ديگر بدان ملحق شود، نيازمند نمىباشد.
بطور كلى نيروى دافعه هرگز به تسكين نيازى ندارد، بلكه به حركت دادن و اندكى به ايجاد تراكم تا فشار و دفع را كمك نمايد نه به مقدارى كه ابزار به وسيله آن به هيأت شكل عضو يا شكل عمل قبض [١] حفظ گردد، چنانچه در نيروى ماسكه زمان طولانى ضرورت دارد و در نيروى جاذبه زمان اندكى تا جذب اجزاى ديگر بدان ملحق گردد [٢]، بنا بر اين نيروى دافعه به خشكى نياز اندكى دارد.
هاضمه نيازمندترين نيرو به حرارت مىباشد در صورتى كه به خشكى هيچ نيازى ندارد [٣]، بلكه براى روان نمودن غذا و آماده نمودن آن براى عبور از مجارى و پذيرش شكلها به رطوبت نيازمند مىباشد.
نشايد كسى بگويد: اگر رطوبت به نيروى هضم يارى مىرساند، نبايد نيروى كودكان (به دليل رطوبت زياد) از هضم چيزهاى سفت ناتوان باشد. [٤]
در پاسخ مىگوييم: اين كه كودكان بر هضم اين گونه چيزها ناتوان مىباشند و جوانان بر آن توانا به دليل ضعف يا قوت نيروى هاضمه آنان نيست، بلكه دليل آن هم سنخى و دورى از آن است [٥]، بنا بر اين چيزهاى سفت با مزاج كودكان سنخيت ندارد و نيروى هاضمه ايشان آن را نمىپذيرد و نيروى ماسكه نيز آن را نمىپذيرد در نتيجه نيروى دافعه
[١] شكل قبض عبارت است از نگه دارى رشته ليفى بر هيأت اشتمال متناسب بر شىء.
[٢] چنانچه در نيروى ماسكه مربوط به هيأت شكل عضو است و نيروى جاذبه مربوط به شكل عمل قبض مىباشد.
[٣] زيرا عمل هضم با تغيير، تبديل و ديگر حركتها تحقق مىپذيرد و خشكى با آن منافات دارد.
[٤] در صورتى كه مشاهده خلاف اين است.
[٥] مزاج كودكان به دليل كثرت رطوبت با اشياى سفت مجانست و مشابهت ندارد.