ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٣٥ - فصل اول گفتارى كلى در تشريح عصب، ماهيچهها، وتر و رباط
گفتار دوم درباره ماهيچهها [١] آن شامل سى فصل مىباشد: [٢]
فصل اول: گفتارى كلى در تشريح عصب، ماهيچهها، وتر و رباط
از آنجا كه حركت ارادى اندام بدن با نيرويى (نفسانى) است كه از سوى مغز به وسيله رشته عصب به آنها افاضه مىگردد و از طرفى رشتههاى عصب به خوبى با استخوانها كه در واقع ريشه و منشأ نخستين براى حركت دادن اندام حركتى هستند، پيوند نمىخورند، زيرا استخوان از بافتى سخت و عصب از بافتى نرم ساخته شده است، لذا آفريدگار متعال عنايت فرمود و از استخوانها چيزى شبيه عصب روياند كه «عقب و رباط» ناميده مىشود، پس آن را با عصب جمع كرد و همانند جسم واحدى به هم بافت. و از آنجا كه جسم بافته شده از رشته عصب و رباط به هر حال باريك است؛ زيرا رشته عصب آن گونه كه در رويشگاه خود حجيم است فاصله قابل توجهى را نمىپيمايد و به اعضا و جوارح نمىرسد و اندازهاش در رويشگاه خويش نيز تنها به مقدارى است كه گوهر مغز و نخاع و فضاى داخل سر و خروجىهاى عصب بتوانند آن را تحمل نمايند بنا بر اين اگر حركت دادن اندام بدن به رشتههاى عصبى ارتباط داده شود در حالى كه عصب به همين اندازه ممكن باشد- بويژه هنگامى كه شاخه شاخه شده و بر اعضاى بدن توزيع مىگردد- در
[١] پس از تشريح استخوان، بايد از غضروف بحث مىگرديد ولى چون در تشريح استخوان بدان اشاره شد لذا به همان اندازه اكتفا گرديد و به تشريح عضله (ماهيچه) پرداخته شد با اين كه از اعضاى مفرد بدن نيست؛ زيرا پس از استخوان بيشترين اجزاى بدن را تشكيل مىدهد و حركت اعضا نيز بدان مىباشد از اين رو به اعضاى مفرد بدن نزديك است لذا گروهى آن را از اعضاى مفرده شمردهاند.
[٢] در نسخه تهران و آملى، بيست و نه فصل مىباشد زيرا در اين دو نسخه تشريح صورت و پيشانى در يك فصل (دوم) گنجانده شده و فصل سوم تشريح ماهيچههاى كرة چشم مىباشد.