ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٤١ - فصل نهم تشريح ماهيچههاى فك تحتانى
طرف حركت نمايد، لب به دو جانب بازمى گردد، بنا بر اين حركت لب به جهات چهارگانه سامان مىيابد و جز آن نيز حركتى متصور نمىباشد، پس اين چهار ماهيچه بس است.
گاه اين چهار ماهيچه و كنارههاى ماهيچههاى مشترك به گونهاى با جرم لب آميخته گرديده كه چشم قادر بر تمييز آن از بافت مخصوص لب نمىباشد، زيرا لب، عضوى گوشتى، نرم و بىاستخوان است.
فصل هشتم: تشريح ماهيچههاى بينى
دو ماهيچه كوچك و محكم به دو طرف نرمه نوك بينى متصل مىباشد، كوچك تا فضاى صورت را براى ماهيچههاى ديگر (گونه و لب) كه نياز بدانها بيشتر مىباشد، تنگ نگرداند، زيرا حركتهاى اعضايى چون گونه و لب، هميشگى و به مراتب از تعداد و دفعات بيشترى بر خوردار است بنا بر اين نياز به حركت آنها شديدتر از حركت دو انتهاى نرمه بينى مىباشد [١]. اين دو ماهيچه براى جبران فقدان استخوان در آنجا محكم آفريده شده است. اين دو ماهيچه از ناحيه لپ مىآيد و در ابتدا با رشته لپ آميخته مىباشند، دليل اين كه دو ماهيچه نرمه بينى از دو لپ مىآيد اين است كه حركت آن به همان سوى مىباشد، [٢] آن را بدان.
فصل نهم: تشريح ماهيچههاى فك تحتانى
آرواره تحتانى براى حركت كردن اختصاص يافته است نه آرواره فوقانى به دليل وجود فوايدى چند از جمله:
١. حركت عضو سبك پسنديدهتر است؛
٢. حركت عضوى كه مشتمل بر اعضاى مهمى [٣] در خود نيست كه حركت آنها باعث بروز خطر براى آن اعضا باشد، سزاوارتر و درستتر است؛
[١] حركت (ارنَبه) نرمه نوك و دو طرف بينى با لرز و ارتعاش آن براى دو منظور مىباشد ١. دفع فضولات دماغى ٢- جذب و دفع هواى بيشتر و اين دو به ندرت مورد نياز واقع مىشود.
[٢] زيرا هدف از حركت آن، اتساع دهانه بينى مىباشد و آن با حركت به سوى جانبين (لپها) تحقق مىيابد.
[٣] اعضاى مهم مانند: چشم، بينى.