ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣٣٦ - بلغم
غريزى، بلغم را پخته، گوارش داده و (با تبديل به خون) عضو را تغذيه مىنمايد [١]. چنانچه حرارت غريزى، مىتواند باعث نضج و گوارش بلغم و اصلاح آن به خون گردد، حرارت بيگانه نيز باعث عفونت و فساد بلغم در بدن، مىگردد. [٢]
اين جنبه از ضرورت (تبديل به خون) براى خلط بلغم مىباشد و دو خلطِ صفراء و سوداء، در آن مشاركت ندارند، زيرا گرماى غريزى، تنها بلغم را به خون نيك اصلاح مىكند؛ گرچه (دو خلط ديگر) در فساد و عفونى شدن توسط گرماى عارضى (غير ذاتى و بيگانه) با بلغم مشاركت دارند.
دوم: فايدة ديگر همراهى بلغم با خون، مهيا سازى خون براى تغذيه اعضاى بلغمى مزاج بدن، مانند: مغز، است، كه بايد در خون غذا رسان بدان، بهرهاى معيّن از بلغم فعال موجود باشد، اين جنبه از ضرورت براى دو خلطِ صفراء و سوداء نيز وجود دارد.
اما نياز انتفاعى (و غير ضرورى) براى خلط بلغم در بدن، ترى بخشى به مفاصل و اعضاى پر حركت بدن مىباشد، در نتيجه براى عضو در اثر حركت و اصطكاك، خشكى عارض نمىگردد، اين منفعتى نزديك به ضرورت است.
ب. بلغم غير طبيعى، و آن داراى انواع متعددى است [٣]:
١. بلغم مخاطى، بلغم زايدى كه از حيث قوام متفاوت است، و اين تفاوت در هيأت و قوام در حس نيز مشهود است؛
٢. بلغم خام، بلغمى كه در نگاه سطحى قوام يكدستى دارد، ولى در واقع، قوام پيوسته و يكسانى ندارد [٤]؛
[١] در صورتى كه خلط بلغم مانند دو خلط ديگر در عضوى (مفرغه) نگهدارى مىگرديد، چنين نفعى بر آن مترتب نبود.
[٢] اين عبارت گويا در حاشيه بوده است و به سهو وارد متن گرديده است. (شرح آملى، ص ١٢٠)
[٣] بلغم غير طبيعى، دو گونه تظاهر پيدا مىكند، از حيث هيئت و قوام و از حيث طعم و مزه، (همه اقسام بلغم سفيد مىباشند) لذا به همين دو گونه نيز شناخته و تقسيم مىگردد.
[٤] بلغم خام و ناپخته است، كه حرارت در آن هيچ ثأثيرى نگذاشته، و در نگاه سطحى نيز تغييرى در آن محسوس نمىباشد؛ لذا از بلغم مخاطى، سردتر مىباشد.