ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٨٥ - فصل اول گفتارى ويژه درباره عصب
گفتار سوم: تشريح عصبها و آن در شش فصل مىباشد:
فصل اول: گفتارى ويژه درباره عصب
فايده عصب در بدن به دو گونه مستقيم (ذاتى) و غير مستقيم (عرضى) مىباشد.
فايده مستقيم آن، فرستادن حس و حركت از مغز (يا نخاع) [١] به وسيله رشتههاى عصب، به تمام اندام بدن [٢] مىباشد.
فايده غير مستقيم عصب از قبيل استحكام بخشيدن به گوشت [٣] و (در نتيجه) تقويت عمومى بدن [٤]، و فايده غير مستقيم ديگر عصب، آگاهى دادن به بروز آسيب براى اعضاى فاقد حس بدن- مانند كبد، طحال و ريه- است زيرا اين اعضا گرچه فاقد حس مىباشند، ولى روى آن، كيسهاى عصبى كشيده شده و توسط پردهاى عصبى پوشانده شده است، لذا هرگاه ورمى در آن به وجود آيد يا به سبب وجود باد، دچار كشيدگى گردد، سنگينى ورم يا جدا سازى باد به كيسه عصبى و به بيخ آن (كه مبدأ آن مىباشد) منتقل مىگردد، در نتيجه براى آن (كيسه) از جهت سنگينى پايين آمدن (انجذاب) و از جهت باد كشيدگى عارض مىگردد، پس حس (به وجود ورم و باد) به او دست مىدهد.
مبدأ رشتههاى عصبى بنابر وجه روشن مغز مىباشد [٥] و انتهاى پراكندگى آن پوست بدن است، زيرا با پوست، رشتههاى باريكى آميخته شده كه رشتههاى عصبى از اعضاى هم جوار (با پوست) در آن پراكنده مىباشد.
مغز به دو اعتبار، مبدأ براى اعصاب مىباشد، زيرا برخى از عصبها به صورت مستقيم (و بدون واسطه) از مغز منشأ مىگيرد، و برخى ديگر از عصبها توسط نخاع جارى از مغز،
[١] اضافه از متن شرح آملى مىباشد.
[٢] مقصود اندامى كه به حس و حركت نياز دارند.
[٣] زيرا عصب از بافت بسيار محكم كه به دشوارى پاره مىشود، برخوردار است، و با آميختن آن با گوشت باعث متانت در قوام آن مىگردد.
[٤] زيرا با استحكام گوشت كه در بدن زياد مىباشد در واقع عموم بدن تقويت مىگردد.
[٥] اين سخن نزد طبيبان به اصالت است، ليكن حكيمان به حسب ظهور افعال، مبدأ اعصاب را مغز مىدانند.