ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٥٥٢ - فصل پنجم نيروهاى ادراك كننده نفسانى
ادراك و اراده) قصد گردد، ديگر اين نيرو، نفسانى [١] نخواهد بود، بلكه نيروى طبيعى مىباشد و بالاترين درجه از نيرويى كه طبيبان آن را نيروى طبيعى مىنامند. [٢]
اما اگر نيروى طبيعى به نيرويى اطلاق شود كه در تغذيه و گوارش غذا براى بقاى شخص يا بقاى نوع تصرف مىنمايد، ديگر اين نيرو (حيوانى)، طبيعى نخواهد بود و جنس سومى را تشكيل مىدهد.
از آنجا كه حالاتى چون خشم و ترس و مانند آن، واكنشى است براى اين نيرو (حيوانى) گرچه مبدئيت آن حس و نيروى واهمه و ادراكى باشد، (نزد طبيبان) به اين نيرو نسبت داده شده است.
تحقيق بيشتر درباره اين نيروها و اين كه يكى مىباشند يا بيشتر از يكى، به عهده دانش طبيعى، كه بخشى از فلسفه است، مىباشد.
فصل پنجم: نيروهاى ادراك كننده نفسانى
نيروى نفسانى مشتمل بر دو نيرو است و آن به منزلة جنس (سرشاخه) براى آن دو مىباشد: به سبب دو تايى جنس براى آن، مشتمل بر دو نيرو مىباشد: يكى نيروى ادراكى و ديگرى نيروى حركتى.
نيروى ادراك كننده نيز چون جنس براى دو نيرو مىباشد: نيروى ادراكى ظاهرى و نيروى ادراكى باطنى. نيروى ادراك كننده در ظاهر، نيروهاى حسى است و آن مانند جنس براى نيروهاى پنچ گانه نزد گروهى و هشت گانه نزد گروه ديگر مىباشد.
اگر نيروهاى حسى ظاهرى را پنج عدد دانستى، عبارتند از: نيروى بينايى، نيروى شنوايى، نيروى بويايى، نيروى چشايى و نيروى بساوايى، ولى اگر آنها را هشت عدد دانستى سبب آن است كه بيشتر دانش پژوهان تصور مىكنند كه نيروى بساوايى خود از
[١] به دليل فقدان ادراك.
[٢] زيرا اين نيروى طبيعى در ارواح عمل مىكند و آن در اعضا، لذا اين نيروى طبيعى در بالاترين درجه قرار دارد، شايد مقصود از آن طبيعت باشد كه نيروى مدبّر بدون اراده و شعور مىباشد.