ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣١ - ٤ جايگاه تشريح اعضاى بدن در طب
اين موضوع از ابتدا مورد عنايت دانشمندان علم پزشكى بوده و در كتاب تاريخ پزشكى بدان اشاره شده است. جالينوس در توصيه خود به پزشكان در مقاله اى درباره استخوان كه توسط «لوگان كلندنينگ» به چاپ رسيده است مى گويد: «استخوانهاى انسان موضوعى براى مطالعه است كه بايد كاملًا با آن آشنا شويد. شما نمى توانيد تنها با مطالعه كتبى درباره استخوان ها مانند كتاب من كه از تمام كتاب هايى كه تاكنون در اين مورد نوشته شده، دقيق تر است، بر اين موضوع احاطه يابيد، بايد به سختى مطالعه كنيد نه تنها تشريح استخوان ها را در كتاب بخوانيد، بلكه چشمان خود را در حال لمس هر استخوان به كار اندازيد تا با وضعيت هر استخوان آشنا شويد و به مشاهده گرى دست اول تبديل شويد ...» [١]. وى همچون ارسطو به تشريح حيواناتى مانند ميمون پرداخته و نتايج حاصل از آن را در مورد انسان به كار مى گرفته است.
در اين زمينه حتى هنرمندانى كه مى خواستند از اعضاى بدن انسان نقاشى كنند، خود را ملزم به تشريح مى دانستند، لئوناردو داوينچى، هنرمند معروف دوران رنسانس- همچون جالينوس- معتقد بود كه تشريح پيكر مردگان هم براى پزشكان و هم براى هنرمندان واجب است. در اين گزيده كه از دفترچه يادداشت او از كتاب تاريخ طب نوشته روبرتو مارگوتا اقتباس شده، وى علت و جزئيات تشريحهاى خود را چنين شرح مى دهد:
«شما كه مى گوييد تماشاى كالبدشكافى واقعى بهتر از تماشاى اين تصاوير است، ممكن است حق داشته باشيد، ولى به شرطى كه مشاهده تمام جزئياتى كه در اين تصاوير نشان داده شده است در يك نما ممكن باشد، نمايى كه حتى شما هم با وجود تمام زيركيتان غير از چند رگ چيز ديگرى را نمى توانيد ببينيد، من براى درك كامل و واقعى اينها بيش از ده جسد را تشريح كردهام و تمام غشاهاى مختلف اطراف رگ ها را كنار زدهام بدون اين كه باعث خونريزى بشوم ...» [٢]
[١] مجموعه تاريخ جهان (تاريخ پزشكى، ص ٢٧، ليزا يونت).
[٢] تاريخ پزشكى، ليزا يونت، ص ٤٠.